تبليغاتX
آلاچیـــــــــــــــــــــــــــــــق ما


















آلاچیـــــــــــــــــــــــــــــــق ما


آی آدمها!
دیری است کلیک می کنم،
بر منوی کلک خیالتان،
اما افسوس!
که اکانت دلتان خاموش است.

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت19:42توسط مشرقی | |

 

   متن کامل کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری  (سرودۀ سال ۶۹۶ خورشیدی)

   متن کامل رباعیات خیام و رباعیات منسوب به خیام با مقده‌ی صادق هدیت بر رباعیات خیام 

   کتاب موش و گربه عبید زکانی

   گزیده‌هائی از مثنوی مولوی رومی 

متن کامل کتاب بوف کور صادق هدیت (متن اصلی و بدون سانسور، چاپ 1351 خورشیدی) 

گزیده‌هائی از متن کتاب خسرو و شیرین نظامی گنجوی 

گزیده‌هائی از سروده‌های گوناگون - فارسی

گزیده‌هاپی از سروده‌های گوناگون - گویش لارستانی

گزیده‌ئی از صفحات کتاب رستم التواریخ در باره‌ی شاه سلطانحسین صفوی 

حکیم ابوالقاسم فردوسی سخنوری که سخن را به خدمت پرورش روحیه‌ی میهنی گرفت فردوسی سراسر شاهنامه را در زمان سامانیان سرود 

 

متن ساقي‌نامه‌ی حافظ شیرازی روان بزرگان ز خود شاد کن     ز پرویز و از باربد یاد کن
به اشافه طربنامۀ نظامی گنجوی 

  هفت‌بزم بهرام گور ـ سروده‌‌ی حکیم نظامی گنجوی
  متن کامل هفت افسانه‌ی هوسنامه از کتاب بهرامنامه موسوم به هفت‌پیکر
  افسانه‌ی اول: پادشاهی که خود و رعیتش سیاه پوشیدند. 
  افسانه‌ی دوم: شاه کنیزفروش.
  افسانه‌ی سوم: بشر پرهیزکار.
  افسانه‌ی چهارم: بانوی حصاری.
  افسانه‌ی پنجم: ماهان ازرق‌پوش.
  افسانه‌ی ششم: نیکمرد صندل‌پوش.
  افسانه‌ی هفتم: خواجه‌ی کنیزنواز

افسانه‌های اول و دوم

افسانه‌های سوم و چهارم 

افسانه‌های پنجم و ششم و هفتم

متن کامل و پیوسته برای عزیزانی که سرعت انترنت بالا دارند­  PDF 630 Kb


 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت1:8توسط کیمیا | |

متنی که در زیر می خوانید ، از نوشته های ویکتور هوگوست که در مجله شادکامی

خواندم و خواستم شما نیز در لذت من شریک باشید. در لابلای آرزوهایی که برای هر خواننده داشته است ، مفاهیم آشنای عشق ،گذشت ،دوستی، صبر و... دیده می شود


اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد

و اگر این‌گونه نیست، تنهایی‌ات کوتاه باشد

و پس از تنهایی‌ات، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که این‌گونه پیش‌ نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

 

برایت هم‌چنان آرزو دارم

دوستانی داشته باشی،

که دست‌کم یکی در میان‌شان

بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

 

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست‌کم یکی از آنان اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غره نشوی.

و نیز آرزومندم مفید فایده باشی،

 تا در لحظات سخت،

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است.

همین مفید بودن، کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد.

 

هم‌چنین، برایت آرزومندم صبور باشی،

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند،

چون این کار ساده‌ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر می‌کنند،

و با کاربرد درست صبوری‌ات، برای  دیگران نمونه‌ شوی.

 

امیدوارم اگر جوان هستی،

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمایی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی،

چرا که هر سنی، خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

 

امیدوارم به پرنده‌ای دانه بدهی و به آوازش گوش کنی،

هنگامی که آوای سحرگاهی‌‌اش را سر می‌دهد ،

چرا که به این طریق

احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی،

هر چند خرد بوده باشد،

و با روییدنش همراه شوی،

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

به علاوه، آرزومندم پول داشته باشی،

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک‌بار

پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی: «این مال من است»

فقط برای اینکه روشن کنی کدام‌تان ارباب دیگری است!

 

و در پایان، اگر مرد باشی،

آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی،

که اگر فردا خسته باشید ، یا پس‌فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.....

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت8:47توسط علی کوچولو | |

جدایی چنان بین ما فاصله انداخت
که انگار
تو چیزی نبودی
جز خیالی در افق های دور
جدایی به گمان خود
بین ما فاصله انداخت
اما تو که یک نفر بودی
بسیارشدی و
در قلب من ماندی

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت7:14توسط دل آرام | |

سلام به همه دوستای نازنینم

دوستای خوبی که وجودشان دلگرمی مه است 

سال نو را به همه تان تبریک میگم وامیدوار استم که سال خوبی پیش روی داشته باشین و سال که گذشت هم برایتان مملو از خاطرات شیرین باشه .

د وقت تحویل سال بیمار ها را از دعا فراموش نکنید و همچنان بنده حقیر را.

دوست دار همه شما استم و خواهم بود.

**دلارام افغان**

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت7:0توسط دل آرام | |

لحظه لحظه گذر عمر مثل اینه که تو میری

دونه دونه خاطراتم تو میخوای ازم بگیری

نگو مثل بار اول دستمو دوباره خوندی

بین موندن یا نموندن تو سر دو راهی موندی

نگو خیسی چشمات رو به کسی نشون نمیدی

حیف عمری که تلف شد پای عشقی که ندیدی

تویه گوشه اتاقم یه سبد گل شکسته است

عطر دستای لطیفت یه روزی روشون نشسته

 

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت6:35توسط دل آرام | |

نظرتون در مورد پدر این فرشته سبیلو چیه؟

متاسفانه بسیاری از جوانان با وجود گذشت دو دهه از زندگی خود هنوز راه ورسم رفتار با پدر این فرشته سبیلو را نمی دانند. بیایید با رعایت نكات ساده زیر قدر شناس زحمات او باشیم!

 

k9jghd.jpg

 

هر روز صبح صمیمانه به پدر سلام كنید اما هیچوقت نگویید " چطوری پسر!"

 

وقتی پدر با عصبانیت مشغول نصیحت كردن شماست به سقف نگاه نكنید (می توانید به تلویزیون نگاه كنید!)
 
هرگز دستتان را داخل جیب شلوار پدر تان كه از جالباسی آویزان است نكنید.اما اگر پدرتان حساب پولهای داخل جیبش را ندارد اشكالی ندارد!
 
در مقابل دوستتان با پدرتان باعصبانیت حرف نزنید ، چون ممكن است دوستتان نارحت شود!
 
هرگز پدر را " تو" خطاب نكنید.اما می توانید خواهر و برادر ، گربه، گلدان و اتومبیلتان را " تو " خطاب كنید (البته اگر ماشینتان تویوتا كمری است باید " شما " بگویید!)
 
سعی كنید گاهی با پدرتان شوخی كنید اما لپش را نكشید!
 
در حین رانندگی برای خنده چشم هایش را نگیرید (ممكن است بر اثر خنده زیاد تلف شوید!)
 
هیچوقت سیگار نیم سوخته خود را به پدر تعارف نكنید ( تعارف سیگار كامل نشانه شخصیت شماست!)
 
هر سال روز پدر جوراب هدیه ندهید، زیر پوش هم برای رفع تنوع بد نیست!
 
اگر پدر در مورد اینكه چرا شب دیر به خانه آمده اید سوال كرد هیچوقت نگویید "برو بابا ، عشقمه دیر بیام" مودب باشید و بگویید: " بروید بابا ، دیر آمدن عشق من است!"
 
اگر وقتی دارید با پدر تان درد دل می كنید او روزنامه می خواند ، عقده ای نشوید ، بلاخره خودتان روزی پدر می شوید و می توانید همین كار را با پسرتان بكنید و تخلیه روانی شوید!

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت18:43توسط عسل | |

 

در يك اقدام غيرمنتظره يك مرد چاق چيني با نشستن بر روي يك سارق او را نگهداشت تا اين كه فرار نكند و پليس از راه برسد.

به گزارش ايسنا ، رسانه‌هاي دولتي چين خبر دادند كه يك مرد بسيار چاق اهل «نانجينگ» در استان «جيانگسو» با نشستن بر روي يك سارق ناشي كه در اتوبوس تلفن همراهش را دزديده بود،‌ از فرار وي جلوگيري كرده و تا رسيدن پليس در وضعيت خود باقي ماند.

اين مرد چاق كه «ليو» و 30 ساله نام دارد، در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي چين خاطر نشان كرد: ابتدا به صورت اين سارق سيلي زدم سپس او را هل داده و روي او نشستم.

اين در حاليست كه اين مرد 30 ساله نزديك به 100 كيلوگرم وزن دارد و به همين دليل هنگامي‌كه بر روي دزد نگون‌بخت نشسته، سارق مذكور نمي‌تـوانسته خود را خلاص كند.

 

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت0:32توسط امیر حسین | |

 

یادش به خیر فیلم شعله رو که دیدم خیلی برام جالب بود ولی چون سانسور شده بود یکی از جذابترین صحنه هاش که رقص روی شیشه هست رو ندیده بودم تا اینکه تیکه رقصش رو تونستم امروز ببینم...

جبارسینگ ، راما که عشق  بسنتی است  رو به طناب می بنده و می گه تا وقتی اون زنده هست که تو بتونی برقصی و در حین رقص شیشه های مشروب رو زیر پای بسنتی می شکنن ولی بسنتی برای نجات جون عشقشش روی شیشه ها شروع به رقصیدن می کنه با اینکه پاهاش غرق خون میشه....

 

+نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت8:10توسط مینا | |

بنام خدا

 1429 سال پیش درچنین روزی - اول ماه ربیع الاول سال اول هجری قمری:به امر پروردگار متعال پس از گذشت 13 سال از بعثت ودعوت به اسلام در مكه؛ رسول خدا زادگاه خویش را به قصد هجرت ترک و بسوی یثرب حرکت كردند.

  رسول گرامی اسلام پس از بیعت گرفتن از تنی چند از سران یثرب مبنی بر حمایت اهالی ان شهر از حضرتش و ایمان آوردن به دین اسلام ، به آن شهرهجرت كردند

 حضرت محمد (ص) در شبی كه مشركان قریش با فراخوانی افراد چندین قبیله دیگر توطئه قتل ایشان را در سر داشتند از جانب خداوند متعال از این توطئه آگاه شدند. و حضرت علی (ع) بجای رسول گرامی در بستر ایشان آرمیدند و حضرت محمد (ص) همراه ابوبكر بطرف یثرب حركت كردند .

مشركان قریش به جستجوی پیامبر پرداختند و بار دیگر به امر پروردگار حضرت محمد (ص) و ابوبكر در غار ثور ماؤا گزیدند تا از دید مشركین در امان بمانند .

 مشركان غار را یافتند اما وجود تارهای عنكبوت وآشیانه یك پرنده در مكان ورودی غار مانع ورودشان به غار شد وبا این دومعجزه الهی حضرت محمد (ص) نجات یافتند و به یثرب رفتند . در پی ورود آن حضرت به یثرب مردم از ایشان استقبال با شكوهی كردند و از آن هنگام یثرب ؛ مدینه نبی نام گرفت .

 وهجرت حضرت محمد (ص) از مكه به مدینه فصل جدیدی را در تاریخ اسلام گشود و مسلمانان از آن پس این هجرت رامبدأ تاریخ خود قرار دادند .

یکی از مفسران معروف اهل سنت به نام «ثعلبی» ماجرای لیله المبیت را در تفسیر خود چنین روایت می‌کند:

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی علیه السلام را در مکه مامور بازگرداندن امانت‌های مردم که نزد او بود فرمود.

  پیامبر در شب عزیمتش دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد. آن شب مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند و قصد کشتن پیامبر را داشتند. پیامبر به علی علیه السلام فرمود:«روانداز سبزرنگ مرا روی خود بینداز و در بستر من بخواب. انشاء الله هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.»

 علی علیه السلام نیز همین کار را انجام داد. در این هنگام خداوند به جبرئیل و مکائیل* وحی فرستاد که: من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانی‌تر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما این عمر طولانی را برای دیگری می‌خواهد؟

 اما هر یک از آن دو، ترجیح دادند زندگی ِ طولانی‌تر، از آن ِ خودشان باشد.

 خداوند به آنها وحی فرستاد: شما چرا همچون علی بن ابی طالب علیه السلام نیستید؟ من میان او و محمد، برادری بر قرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد. به زمین فرود بروید و او را از شر دشمنانش حفظ کنید.

آنها فرود آمدند. جبرئیل بالای سر علی و میکائیل پایین پایش ایستاد. جبرئیل گفت:

  «آفرین، آفرین! ای علی چه کسی همانند تو است؟! خداوند متعال به تو نزد فرشتگان مباهات کرد!» در این هنگام که پیامبر به سوی مدینه می‌رفت، آیه 207 سوره بقره در شأن حضرت علی علیه السلام نازل شد:

  « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد»

  برخی از مردم مومن و فداکار، جان خود را در قبال خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.

 این شب تاریخی را که حضرت علی علیه السلام در جایگاه پیامبر و برای نجات جان او در بسترش خوابید، لیلة المبیت نامیده شده است.

 

+نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت13:56توسط امیر حسین | |