تبليغاتX
آلاچیـــــــــــــــــــــــــــــــق ما


















آلاچیـــــــــــــــــــــــــــــــق ما

 

یكی از دلایل شكست در زندگی زناشویی این است كه افراد پیش از ازدواج مكالمه طولانی و جدی با یكدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح كرده‌ایم كه به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان كمك می‌كند. حقیقتا این سوالات كلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نكات را از یكدیگر بدانید امكان شكست در ازدواج‌تان كمتر خواهد بود.

چه عادت‌هایی دارد؟

آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلویزیون تماشا می‌كنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر كار می‌كند؟ بهتر است بدانید همسر آینده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا كارهای شخصی‌اش می‌كند؟ آیا این زمان‌ها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟

زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟

وقتی از صمیم قلب به كسی كه دوستش دارید حرف‌های دلتان را می‌زنید در او احساس عشق را بیدار می‌كنید. برخی افراد زمانی‌كه یك هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت می‌كنند به اوج عشق می‌رسند. روشی كه به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیكی، سپری كردن اوقات فراغت با یكدیگر یا كلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید كه زبان عشق یكدیگر را پیدا كرده‌اید.

ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که دوست دارید در عمل محبتتان را ثابت کنید . در این صورت با فردی که خواهان ابراز محبت با شعر و کلمات رمانتیک است ، به سختی می توانید به زبان مشترک ابراز محبت برسید.

 نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟

آیا شما فرزند می‌خواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آینده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است كه هر دو موافق یك نوع روش تربیتی خاص باشید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که می خواهید فرزندتان بسیار مستقل و آزاد رشد کند ، نمی توانید با فردی که معتقد است باید در تربیت بسیار سخت گیر بود ،بدون بحث و کشمکش زندگی کنید.

روابط خانوادگی او چگونه است؟

خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یكدیگر رفتار می‌كنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست كه شما حتما در آینده خانواده‌ای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او كمك می‌كند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شكل گرفته است. همه خانواده‌ها مشكلاتی دارند ، از ابتدا موضع خود را مشخص كنید ، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی ‌شوید یا می‌خواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟

  طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر می‌آید؟

ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف نظر همیشه وجود دارد. گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خسته‌اید و به كمی ‌تنهایی نیاز دارید. در كنار مشكلات كوچك مشكلات بزرگ هم به وجود می‌آید. از دست دادن شغل، بارداری بدون برنامه‌ریزی، سقط بی دلیل جنین، فوت یكی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماری‌های جدی،... همه و همه مشكلات غیرقابل پیش‌بینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجه با این مشكلات دلسرد می‌شوید؟ آیا شما یا همسرتان برای كنترل امور به یكدیگر كمك می‌كنید؟ آیا یكدیگر را در شرایط سخت تنها نمی‌گذارید ، حتی اگر زندگی آن طور كه تصور می‌كردید پیش نرفته باشد؟

آیا هر دو اعتقادات مذهبی یكسانی دارید؟

همسر آینده شما ممكن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد ، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگی‌شان دخالت می‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید ، چگونه می‌خواهید فرزندانتان را تربیت كنید؟ حتما لازم نیست كه بر سر كوچكترین مسائل دینی با هم موافق باشید ، اما باید در اصل پیرو یك اعتقاد باشید.

قبل از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از آن ببندید.

انتظار او از ازدواج چیست؟

از كار خانه گرفته تا حساب‌های پس‌انداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید یك زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فكر می‌كنید این كارها مربوط به پیش از ازدواج است؟

هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را بدانند و برای درك انتظارات طرف مقابل كوشش كنند.

 اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟

 در لحظاتی كه بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است كه می‌خواهید ، فراموش نكنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید. یك سوال قدیمی‌ وجود دارد كه همه باید از همسر آینده خود بپرسند: « تو در 10 سال آینده خود را كجا می‌بینی؟» یا «می‌خواهی 20 سال آینده چه زندگی داشته باشی؟»

 اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ كجا می‌خواهد زندگی كند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد می‌وزد برود؟

 هر كس یك طرح یا آرزوی اصلی دارد. دریابید آیا شما می‌خواهید همسفر رویاهای همسر آینده‌تان باشید یا نه!؟

البته نمی‌توانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر زمان شما را پخته‌تر خواهد كرد و مطالب بیشتری در مورد هم می‌فهمید. اگر مسائل اصلی و اولیه را از ابتدا درست كنار هم قرار دهید می توانید به داشتن یک زندگی موفق امید وار باشید.

                                                                                            منبع : سايت تبيان

 

 

داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت9:9توسط امیر حسین | |

 

 "خروپف يا خرخر" شايع ترين دردسري است که هنگام خواب وجود دارد، نه تنها اطرافيان بيمار، آزرده مي شوند، بلکه خود فرد نيز خجالت زده مي شود.
اگر بافت نرم پشت گلو بيش از حد رها باشد، مسير حلق را مي بندد ، هواي خروجي سعي مي کند اين مانع را کنار بزند بنابراين بافت مي لرزد و اينجاست که صداي " خر و پف " فرد بلند مي شود.
بر اساس آمارهاي موجود 35 درصد از بزرگسالان گاه گاه خروپف مي کنند و 25 درصد نيز خروپف کننده هاي دايمي هستند.
به گزارش جام جم متخصصان براين اعتقادند که مشکل خروپف کردن در مردان و اشخاص چاق شايعتر است و معمولا با بالا رفتن سن بدتر مي شود.
بيش از 300 وسيله درماني دراداره ثبت اختراعات ايالات متحده آمريکا به عنوان درمان کننده هاي خروپف ثبت شده است.
يک اعتقاد سنتي نيز وجود دارد که دوختن يک جوراب حاوي توپ تنيس در پشت لباس خواب فرد خروپف کننده باعث مي شود تا او به جاي پشت ، به پهلوي بخوابد و در نتيجه کمتر خرو پف مي کند.
دکتر" شيرين احمدنيا" متخصص گوش، حلق و بيني با بيان اين که با بالا رفتن سن، خرخر شديدتر مي شود،اندازه و شکل بدن را يکي از دلايل اصلي اين عارضه دانست.
وي توضيح داد:افرادي که گردن هاي کوتاه و پهن دارند بيشتر ازبقيه خرخر مي کنند، چون ماهيچه هاي اطراف ناي آن ها نمي تواند چربي هاي دورآن را سر جاي خود نگه دارد.
احمدنيا ، سستي عضلات زبان يا حلق ، بزرگي بافت حلق در ميان کودکاني که لوزه هاي متورم دارند ، انسداد مجاري بيني افرادي که مجراي بيني شان تنگ است يا انحراف بيني دارند، از دلايل خروپف است.
وي با اشاره به اين که خروپف خواب را مختل کرده و فرد خروپف کننده را از استراحت مناسب محروم مي کند، گفت : خروپف شديد مي تواند باعث مشکلات طولاني مدت و مضر سلامتي مانند وقفه تنفس انسدادي در هنگام خواب شود.
اين متخصص گوش، حلق و بيني افزود: گاهي در طول خروپف بلند و مکرر تنفس قطع مي شود که اصطلاحا به آن " وقفه تنفس انسدادي " در هنگام خواب گفته مي شود.
احمدنيا افزود: بيماران دچار وقفه تنفس ممکن است هر شب 30 تا 300 بار چنين وضعيتي را تجربه کنند، اين وضعيت سطح اکسيژن خون را کاهش داده و باعث ايجاد مشکل در عملکرد قلب مي شود.
به گفته وي، افرادي که شديد خروپف مي کنند بايد معاينه پزشکي شوند تا اطمينان حاصل شود که وقفه تنفس هنگام خواب وجود ندارد.
اين پزشک توصيه کرد: افرادي که خر و پف مي کنند بايد شيوه زندگي سالم همراه با ورزش داشته باشيد تا قدرت انقباضي ماهيچه هايشان افزايش و وزنشان کاهش يابد. وي افزود : براي کم کردن خر و پف بايد قبل از خواب از مصرف آرام بخش ها، قرص هاي خواب آور و آنتي هيستامين ها پرهيز کرد.  احمدنيا گفت : افرادي که خر و پف مي کنند بهتر است حداقل سه ساعت قبل خواب از خوردن غذاي سنگين پرهيز کنند و به جاي به پشت خوابيدن، به پهلو بخوابند علاوه بر اين زير سر خود را حدود 10 سانتيمتر بالاتر از تخت قرار دهند.
به گفته وي وجود هواي مرطوب دراتاق خواب و ريختن چند قطره اکاليپتوس روي بالشت به باز شدن مجاري بيني فرد کمک مي کند و از خر و پف مي کاهد. 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت22:47توسط امیر حسین | |

اشو می سراید:

هرگز فرصتی رابرای شاد كردن دیگران از دست ندهید،
چرا كه خود شما از این كار سود می برید!
حتی اگر هیچ كس نداند شما چه می كنید!
جهان پیرامون شما خوشنود تر خواهد شد.
و همه چیز برای شما بسیار آسان تر می شود.
در این جهانم و لحظه اكنون را می زییم
اگر كار خوبی هست كه می توانم انجام دهم،
یا شادی ای هست كه می توانم به دیگران ببخشم،
لطفاً به من بگویید!
نگذارید آن را به تاخیر بیندازم،
یا از یاد ببرم،
چرا كه هرگز این لحظه را دوباره نخواهم زیست!

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت9:38توسط عسل | |

با عرض تسليت به مناسبت فرارسيدن ماه محرم ،ماه عزا وحزن،ماه كه درش خاطره ي پيروزي خون برشمير است به همه دوستان وعزيزان اميد وارم كه همنواشويم با حسين ويارانش وخواهرانش وفرياد كنيم هيهات مناالذله!

اين مطلب را ازجاي كپي كردم ولي يادم نيست ازكجا! بهر حال خواندني است اميد وارم دوستان بيخوانند وفكر كنند!

واقعه كربلا و روز عاشورا موضوعي است كه از زمان وقوع آن تاكنون همواره ديدگاه‌ها و نظرات انسانها از هر مذهب و مسلكي را به دنبال داشته و همگان متفق‌القول هستند كه همانند اين واقعه هرگز اتفاق نيافتده است. هر كس واقعه كربلا و آن چه را كه در روز عاشورا اتفاق افتاد بخواند، يا از زبان كسي بشنود، به طور حتم از آن چه بر امام حسين (ع) و اهل بيت و اصحاب او وارد شده، عميقا محزون و متاثر خواهد شد. از اين رو بار سفر برمي‌بندد وبه سوي آن حضرت سفري باطني و معنوي مي‌كند و به او جذب شده و با او همدردي و همدلي مي‌كند. انديشمندان در طول تاريخ به عاشورا و كربلا همواره توجه خاص داشته و پيرامون آن نظرات گوناگوني ارايه كرده‌اند كه در اين نوشتار برآنيم تا گوشه‌اي از انديشه‌هاي آنان را بازگو كنيم.

* "فراياستارك" نويسنده انگليسي، از جمله انديشمنداني است كه پيرامون واقعه عاشورا در كتاب معروف خود "صور بغدادي" فصل كوچكي را به اين مساله اختصاص داده است. او در ابتداي اين فصل مي‌گويد: "شيعه در تمام عالم اسلامي، ياد حسين و مقتل او را زنده مي‌كند و در دهه اول محرم به طور علني اين مطلب را دنبال مي‌نمايد و حزن و اندوه چنان بر آنان مستولي مي‌شود كه در روز آخر هياتهاي عزاداري به راه انداخته و عزاداري مي‌كنند." او همچنين در فصلي مستقل و به طور مفصل درباره "نجف اشرف" در همان كتاب مي‌گويد: "و درمسافتي نه چندان طولاني از اين بقعه، فرزندش حسين(ع) در طرف باديه رسيد. او اسبش را حركت و جولان داد تا در سرزمين كربلا فرود آمد و در همان مكان خيمه زد. در حالي كه دشمنانش او را احاطه كرده و راههاي آب را بر او مسدود كرده بودند. و هميشه تفصيلات اين وقايع واضح و آشكار تا به امروز در افكار مردم بوده است. امكان استفاده و زيارت از اين شهرهاي مقدس وجود ندارد مگر با اطلاع و آگاهي از اين واقعه زيرا واقعه مصيبت بار حسين(ع) بر هر موجودي نفوذ كرده تا به حدي كه به ريشه‌ها رسيده است و اين واقعه از جمله قصه‌هاي نادري است كه انسان با خواندن آن نمي‌تواند جلوي گريه خود را بگيرد."

* "پرفسور ادوارد براون" مستشرق معروف نيز درباره مصيبت امام حسين(ع) در كربلا مي‌گويد: "يادآوري واقعه كربلا كه در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسيد كافي است تا در سردترين و سست‌ترين افراد اثر گذارد و حتي كساني را كه به امور حماسي و حزن‌آور اعتنا و توجهي ندارند به خود آورده و روح آنان را به مدارج كمال بالا برد، به حدي كه درد و مرگ براي آنان چيزي بي‌ارزش و سست شود."
او همچنين مي‌گويد: "آيا قلبي پيدا مي‌شود كه وقتي درباره كربلا سخني به گوش او مي‌رسد، مالامال حزن و اندوه نگردد، حتي غير مسلمانان هم نمي‌توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در برداشت انكار كنند."
* "چارلز ديكنز" نويسنده انگليسي نيز درباره قيام عاشورا اينگونه مي‌نويسد: "اگر مقصود حسين (ع) جنگ در راه خواسته‌هاي دنيوي خود بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و كودكانش را همراه خود برد، پس عقل چنين حكم مي‌كند كه او به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد."
* "توماس ماساريك" نيز در مقايسه‌اي بين امام حسين (ع) و حضرت عيسي(ع) مي‌گويد: "مصايب مسيح نسبت به مصايب حسين (ع) مانند پر كاهي است در برابر كوهي بزرگ."

* "جستيس آ.راسل" شاعر انگليسي نيز منظره غم‌انگيز عاشورا را چنين ترسيم مي‌كند: "آنها دهان مبارك امام را باچوبهاي خود نواختند.اي پيكري كه زير سم اسبان لگدكوب شدي! تو همان بدني بودي كه بينندگان را مسحور مي‌ساختي. خوني كه از رگهاي مباركت ريخته و خشك شده، معجوني آسماني است كه تاكنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است. اي زمين برهنه و باير كربلا كه در روي تو نه علفي است و نه چمني! براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون كه در سرزمين تو بدن پاره پاره مقدس پسر فاطمه افتاده است آن كه روح خويش را به خداوند تقديم نمود."

* "نيبلت" نيز در ترسيم شب عاشورا چنين مي‌نويسد: "آن شب، هنگامي كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله مي‌زد، امام پيروانش را جمع كرد و در يك سخنراني طولاني فرمود: كساني كه با من بمانند فردا شهيد خواهند شد. سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد كه نشانه آگاهي كامل او از ضعف بشري و قدرت روح فداكاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود. به پيروان خود فرمود: هر كس جرات و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نمي‌بيند در تاريكي به طور ناشناس و بدون خجالت برود. صبح روز عاشورا كه ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع مي‌شد، ‪ ۷۲نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند."
* "گيبون" مورخ انگليسي نيز پيرامون واقعه عاشورا مي‌نويسد: "با آن كه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي را كه امام حسين (ع) تحمل نمود احساسات سنگدل‌ترين خواننده را برمي‌انگيزد، چنان كه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي‌يابد."

* "موريس دوكبري" مورخ آمريكايي درباره عزاداري واقعه عاشورا نيز مي‌نويسد: "اگر تاريخ‌نويسان ما حقيقت روز عاشورا را درك مي‌كردند، اين عزاداري را غير عادي نمي‌پنداشتند. پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري براي امام خود مي‌دانند كه نبايد زير بار ذلت، پستي و سلطه ستعمار بروند، زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسين (ع) در راه شرف، ناموس، مردم، بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيد و يزيديان و بيگانگان خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم. و اين است خلاصه تعاليم اسلام. ملتي كه از گهواره تا گور تعاليمش اين چنين است پيداست كه داراي چه مقام و مرتبه‌اي خواهد بود. چنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار است، چون همه افراد آن سرباز حقيقت و عزت و شرف است."
* "بولس سلامه" شاعر مسيحي نيز مي‌گويد: "شبهايي كه بيدار بودم و با درد و رنج مي‌گذراندم و افكار و تخيلاتم مرا به ياد گذشتگان مي‌كشاند و در تاريخ گذشته دو شهيد بزرگ امام علي (ع) و سپس امام حسين (ع) سير مي‌كردم، يك بار براي مدتي طولاني به جهت علاقه‌اي كه به آن دو بزرگوار داشتم گريستم و سپس شعر علي و حسين را سرودم."
* "گابريل دانكيري" نيز درباره وحشي‌گري سپاه يزيد مي‌گويد: "سربازان يزيد در آن روز "عاشورا" چنان وحشي گري از خود نشان دادند كه تا آن روز كسي نظير آن را به خاطر نداشت. آنها حتي به‌كودكان شيرخوار و خردسال هم رحم نكردند و سر خونين حسين(ع) را به دمشق بردند و يزيد پنداشت كه ديگر با اين پيروزي خواهد توانست از دنيا لذت ببرد. اما خاطره آن هر سال و تا به امروز، در ميان سيل اشك و نوحه خواني‌ها و مرثيه‌ها تجديد مي‌گردد."
* "جرج جرداق" نويسنده و محقق مسيحي مي‌نويسد: "يزيد وارث همه بديهاي اسلاف خود بود و از آنها نيز فزون داشت. از هر نوع شرارت و فساد و اعمال شيطاني كه ديگر مردان بدكار و بي‌آبرو داشتند، يزيد بهره‌مند بود... كسي از اخلاق انساني بي‌بهره تر از يزيد نبود... و در مقابل، هيچ كس در خلق انساني كاملتر از حسين بن علي (ع) نبود، كه در آن واقعه شهيد شد. در يزيد همه صفات زشت و ننگين و رياست طلبي و سودجويي و خونريزي و بي ارادگي وجود داشت. و در طرف مقابل يعني فرزندان علي (ع) همه صفات عالي و ستوده انساني، از قبيل خلق كريم و شجاعت و آزادگي و شهادت، به كمال معنا وجود داشت."

* "دكتر ژوزف" مورخ فرانسوي نيز چنين مي‌گويد: "شيعيان در ايام عزاداري به ذكر مصيبت و گوش فرا دادن به مصايب حسين (ع) مي‌پردازند، و مي‌كوشند كه فضايل خاندان نبوت و رنجهاي آنان را به نيكوترين وجهي بيان كنند."

* "كلودين رولو" مفسر روزنامه لوموند، درباره امام حسين (ع) و واقعه عاشورا مي‌نويسد: "شيعيان هر سال در ماه محرم به تذكر واقعه كربلا و مصيبت امام حسين (ع) كه نمادي از دليري، عدالت عليه تجسم پليدي و نيروي شقاوت است، مي‌پردازند و ستمكاران عصر را به يزيد و اشقيا تشبيه مي‌كنند."

* "مهاتما گاندي"، معمار استقلال هند و رهبر ملي مردم اين كشور براي آزادي هندوستان از سلطه انگلستان نيز پيرامون امام حسين (ع) و واقعه كربلا مي‌گويد: "من براي مردم هند چيز تازه‌اي نياوردم، فقط نتيجه‌اي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان كربلا به دست آورده‌ام، ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي پيمود."

* "ساور جيني نايد" شاعر هندي، عزاداري عزاداران حسيني را در هر سال موجب زنده نگه‌داشتن واقعه جانسوز كربلا مي‌داند و قيام حسيني را استوار نمودن دين بزرگ حضرت محمد (ص) ذكر مي‌كند كه امام حسين(ع) عشق نهايي خود به خدا را با شهادتش ثابت كرد. او مي‌گويد: "شب شهادت حسين (ع) مريدانش با پيراهنهاي سياه و پاي برهنه با چشمان اشك بار به ياد واقعه جانسوز دور هم جمع شده با بيان اتفاقات آن واقعه سراپا مي‌گويند: حسين... "اي حسين! چرا هزاران هزار دوست تو اين طور اشك مي‌ريزند؟اي مقدس عالي مقام! آيا اينها براي فداكاري بي‌نظير تو نيست؟ زيرا پرچم دين بزرگ پيامبر (محمد (ص) را برافراشتي و در مقابل شگفتي جهانيان عشق عجيب خود را به خدا ثابت كردي."

* "ايرونيك" مورخ آمريكايي مي‌گويد: "كشته شدن حسين (ع) سرگذشتي است كه به‌علت ناگواري و هولناكي آن واقعه، دوست ندارم سخن را در موردش طولاني كنم زيرا در اسلام كاري زشت تر از آن به وقوع نپيوسته است. اگر چه كشته شدن اميرمومنان (ع) مصيبت بسيار بزرگي به شمار مي‌آمد، ليكن سرگذشت حسين (ع) كشتار فجيع و مثله كردن و اسارت را دربرداشت كه از شنيدن آن بدن انسان به لرزه مي‌افتد زيرا كه از مشهورترين مصيبت هاست."

* "ماربين" محقق آلماني مي‌گويد: "حسين تنها كسي است كه در ‪ ۱۴قرن پيش در برابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد.او اول شخص سياستمداري بود كه تا به امروز احدي چنين سياست موثري را اختيار ننموده است. حسين (ع) شعار هميشگي را سر مي‌داد كه من در راه حق و حقيقت كشته مي‌شوم ولي دست به ناحق نمي‌دهم... "حسين (ع) ديد حركات بني اميه كه سلطنت مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال مي‌كردند نزديك است پايه‌هاي استوار و مستحكم اسلام را در هم بريزد و اگر بيش از اين مسامحه كند، نام و نشاني از اسلام و مسلمين باقي نخواهد ماند، لذا تصميم گرفت تا در برابر حكومت ظلم و جور بايستد..." ماربين مي‌افزايد: حسين (ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، درس فداكاري و جانبازي به جهانيان آموخت و نام اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. اگرچنين حادثه جانگدازي پديد نيامده بود ، قطعا اسلام و اسلاميان محو و نابود مي‌گرديدند."
* "جرجي زيدان" نيز درباره امام حسين(ع) مي‌نويسد: "منظره سر بريده حسين (ع) همه را متاثر و محزون ساخت... وقتي چشمان يزيد به سر بريده افتاد، سر تا پا بلرزيد و دانست چه عمل فجيعي مرتكب شده است."
* "نيكلسون" نيز پيرامون واقعه كربلا چنين مي‌نويسد: "حادثه كربلا مايه پشيماني و تاسف امويان شد، زيرا اين واقعه شيعيان را متحد كرد و براي انتقام خون حسين (ع) هم صدا شدند."

 

 

+نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت12:24توسط امیر حسین | |