|
سلام به همه دوستای نازنینم دوستای خوبی که وجودشان دلگرمی مه است سال نو را به همه تان تبریک میگم وامیدوار استم که سال خوبی پیش روی داشته باشین و سال که گذشت هم برایتان مملو از خاطرات شیرین باشه . د وقت تحویل سال بیمار ها را از دعا فراموش نکنید و همچنان بنده حقیر را. دوست دار همه شما استم و خواهم بود. **دلارام افغان**
لحظه لحظه گذر عمر مثل اینه که تو میری دونه دونه خاطراتم تو میخوای ازم بگیری نگو مثل بار اول دستمو دوباره خوندی بین موندن یا نموندن تو سر دو راهی موندی نگو خیسی چشمات رو به کسی نشون نمیدی حیف عمری که تلف شد پای عشقی که ندیدی تویه گوشه اتاقم یه سبد گل شکسته است عطر دستای لطیفت یه روزی روشون نشسته
نظرتون در مورد پدر این فرشته سبیلو چیه؟ متاسفانه بسیاری از جوانان با وجود گذشت دو دهه از زندگی خود هنوز راه ورسم رفتار با پدر این فرشته سبیلو را نمی دانند. بیایید با رعایت نكات ساده زیر قدر شناس زحمات او باشیم! هر روز صبح صمیمانه به پدر سلام كنید اما هیچوقت نگویید " چطوری پسر!"
در يك اقدام غيرمنتظره يك مرد چاق چيني با نشستن بر روي يك سارق او را نگهداشت تا اين كه فرار نكند و پليس از راه برسد. به گزارش ايسنا ، رسانههاي دولتي چين خبر دادند كه يك مرد بسيار چاق اهل «نانجينگ» در استان «جيانگسو» با نشستن بر روي يك سارق ناشي كه در اتوبوس تلفن همراهش را دزديده بود، از فرار وي جلوگيري كرده و تا رسيدن پليس در وضعيت خود باقي ماند. اين مرد چاق كه «ليو» و 30 ساله نام دارد، در مصاحبهاي با رسانههاي دولتي چين خاطر نشان كرد: ابتدا به صورت اين سارق سيلي زدم سپس او را هل داده و روي او نشستم. اين در حاليست كه اين مرد 30 ساله نزديك به 100 كيلوگرم وزن دارد و به همين دليل هنگاميكه بر روي دزد نگونبخت نشسته، سارق مذكور نميتـوانسته خود را خلاص كند.
یادش به خیر فیلم شعله رو که دیدم خیلی برام جالب بود ولی چون سانسور شده بود یکی از جذابترین صحنه هاش که رقص روی شیشه هست رو ندیده بودم تا اینکه تیکه رقصش رو تونستم امروز ببینم... جبارسینگ ، راما که عشق بسنتی است رو به طناب می بنده و می گه تا وقتی اون زنده هست که تو بتونی برقصی و در حین رقص شیشه های مشروب رو زیر پای بسنتی می شکنن ولی بسنتی برای نجات جون عشقشش روی شیشه ها شروع به رقصیدن می کنه با اینکه پاهاش غرق خون میشه....
بنام خدا 1429 سال پیش درچنین روزی - اول ماه ربیع الاول سال اول هجری قمری:به امر پروردگار متعال پس از گذشت 13 سال از بعثت ودعوت به اسلام در مكه؛ رسول خدا زادگاه خویش را به قصد هجرت ترک و بسوی یثرب حرکت كردند. رسول گرامی اسلام پس از بیعت گرفتن از تنی چند از سران یثرب مبنی بر حمایت اهالی ان شهر از حضرتش و ایمان آوردن به دین اسلام ، به آن شهرهجرت كردند حضرت محمد (ص) در شبی كه مشركان قریش با فراخوانی افراد چندین قبیله دیگر توطئه قتل ایشان را در سر داشتند از جانب خداوند متعال از این توطئه آگاه شدند. و حضرت علی (ع) بجای رسول گرامی در بستر ایشان آرمیدند و حضرت محمد (ص) همراه ابوبكر بطرف یثرب حركت كردند . مشركان قریش به جستجوی پیامبر پرداختند و بار دیگر به امر پروردگار حضرت محمد (ص) و ابوبكر در غار ثور ماؤا گزیدند تا از دید مشركین در امان بمانند . مشركان غار را یافتند اما وجود تارهای عنكبوت وآشیانه یك پرنده در مكان ورودی غار مانع ورودشان به غار شد وبا این دومعجزه الهی حضرت محمد (ص) نجات یافتند و به یثرب رفتند . در پی ورود آن حضرت به یثرب مردم از ایشان استقبال با شكوهی كردند و از آن هنگام یثرب ؛ مدینه نبی نام گرفت . وهجرت حضرت محمد (ص) از مكه به مدینه فصل جدیدی را در تاریخ اسلام گشود و مسلمانان از آن پس این هجرت رامبدأ تاریخ خود قرار دادند . یکی از مفسران معروف اهل سنت به نام «ثعلبی» ماجرای لیله المبیت را در تفسیر خود چنین روایت میکند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی علیه السلام را در مکه مامور بازگرداندن امانتهای مردم که نزد او بود فرمود. پیامبر در شب عزیمتش دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد. آن شب مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند و قصد کشتن پیامبر را داشتند. پیامبر به علی علیه السلام فرمود:«روانداز سبزرنگ مرا روی خود بینداز و در بستر من بخواب. انشاء الله هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.» علی علیه السلام نیز همین کار را انجام داد. در این هنگام خداوند به جبرئیل و مکائیل* وحی فرستاد که: من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانیتر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما این عمر طولانی را برای دیگری میخواهد؟ اما هر یک از آن دو، ترجیح دادند زندگی ِ طولانیتر، از آن ِ خودشان باشد. خداوند به آنها وحی فرستاد: شما چرا همچون علی بن ابی طالب علیه السلام نیستید؟ من میان او و محمد، برادری بر قرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد. به زمین فرود بروید و او را از شر دشمنانش حفظ کنید. آنها فرود آمدند. جبرئیل بالای سر علی و میکائیل پایین پایش ایستاد. جبرئیل گفت: «آفرین، آفرین! ای علی چه کسی همانند تو است؟! خداوند متعال به تو نزد فرشتگان مباهات کرد!» در این هنگام که پیامبر به سوی مدینه میرفت، آیه 207 سوره بقره در شأن حضرت علی علیه السلام نازل شد: « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد» برخی از مردم مومن و فداکار، جان خود را در قبال خشنودی خدا میفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است. این شب تاریخی را که حضرت علی علیه السلام در جایگاه پیامبر و برای نجات جان او در بسترش خوابید، لیلة المبیت نامیده شده است.
نمی دونم داستان داش آکل صادق هدایت رو خوندید؟ اون تیکه آخرش بد جوری خرابم می کنه.اون جمله ماندگار بعد مرگ داش آکل ، که طوطی تکرار می کند (مرجان عشقت منو کشت ...)و پرده از عشقی بر می داره که سال ها در دل داش آکل مخفی بوده. آتش عشق رو باور کن . عشقت منو کشت ...
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم اتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
من به زيبايي چشمان تو غمگين ماندم و
به اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان |
About![]()
یک سرباز با شلیک یک گلوله یک جنگ رو آغاز میکنه ولی صلح همیشه آدمهای بزرگ لازم داره . Archivesتیر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Authorsعسلدل آرام امیر علی مینا کیمیا محمد امیر حسین علی کوچولو کامران حمید امید روح الله مهاجر غریب مشرقی بینا Links
دلارم و امید |