|
در يك اقدام غيرمنتظره يك مرد چاق چيني با نشستن بر روي يك سارق او را نگهداشت تا اين كه فرار نكند و پليس از راه برسد. به گزارش ايسنا ، رسانههاي دولتي چين خبر دادند كه يك مرد بسيار چاق اهل «نانجينگ» در استان «جيانگسو» با نشستن بر روي يك سارق ناشي كه در اتوبوس تلفن همراهش را دزديده بود، از فرار وي جلوگيري كرده و تا رسيدن پليس در وضعيت خود باقي ماند. اين مرد چاق كه «ليو» و 30 ساله نام دارد، در مصاحبهاي با رسانههاي دولتي چين خاطر نشان كرد: ابتدا به صورت اين سارق سيلي زدم سپس او را هل داده و روي او نشستم. اين در حاليست كه اين مرد 30 ساله نزديك به 100 كيلوگرم وزن دارد و به همين دليل هنگاميكه بر روي دزد نگونبخت نشسته، سارق مذكور نميتـوانسته خود را خلاص كند.
بنام خدا 1429 سال پیش درچنین روزی - اول ماه ربیع الاول سال اول هجری قمری:به امر پروردگار متعال پس از گذشت 13 سال از بعثت ودعوت به اسلام در مكه؛ رسول خدا زادگاه خویش را به قصد هجرت ترک و بسوی یثرب حرکت كردند. رسول گرامی اسلام پس از بیعت گرفتن از تنی چند از سران یثرب مبنی بر حمایت اهالی ان شهر از حضرتش و ایمان آوردن به دین اسلام ، به آن شهرهجرت كردند حضرت محمد (ص) در شبی كه مشركان قریش با فراخوانی افراد چندین قبیله دیگر توطئه قتل ایشان را در سر داشتند از جانب خداوند متعال از این توطئه آگاه شدند. و حضرت علی (ع) بجای رسول گرامی در بستر ایشان آرمیدند و حضرت محمد (ص) همراه ابوبكر بطرف یثرب حركت كردند . مشركان قریش به جستجوی پیامبر پرداختند و بار دیگر به امر پروردگار حضرت محمد (ص) و ابوبكر در غار ثور ماؤا گزیدند تا از دید مشركین در امان بمانند . مشركان غار را یافتند اما وجود تارهای عنكبوت وآشیانه یك پرنده در مكان ورودی غار مانع ورودشان به غار شد وبا این دومعجزه الهی حضرت محمد (ص) نجات یافتند و به یثرب رفتند . در پی ورود آن حضرت به یثرب مردم از ایشان استقبال با شكوهی كردند و از آن هنگام یثرب ؛ مدینه نبی نام گرفت . وهجرت حضرت محمد (ص) از مكه به مدینه فصل جدیدی را در تاریخ اسلام گشود و مسلمانان از آن پس این هجرت رامبدأ تاریخ خود قرار دادند . یکی از مفسران معروف اهل سنت به نام «ثعلبی» ماجرای لیله المبیت را در تفسیر خود چنین روایت میکند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی علیه السلام را در مکه مامور بازگرداندن امانتهای مردم که نزد او بود فرمود. پیامبر در شب عزیمتش دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد. آن شب مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند و قصد کشتن پیامبر را داشتند. پیامبر به علی علیه السلام فرمود:«روانداز سبزرنگ مرا روی خود بینداز و در بستر من بخواب. انشاء الله هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.» علی علیه السلام نیز همین کار را انجام داد. در این هنگام خداوند به جبرئیل و مکائیل* وحی فرستاد که: من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانیتر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما این عمر طولانی را برای دیگری میخواهد؟ اما هر یک از آن دو، ترجیح دادند زندگی ِ طولانیتر، از آن ِ خودشان باشد. خداوند به آنها وحی فرستاد: شما چرا همچون علی بن ابی طالب علیه السلام نیستید؟ من میان او و محمد، برادری بر قرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد. به زمین فرود بروید و او را از شر دشمنانش حفظ کنید. آنها فرود آمدند. جبرئیل بالای سر علی و میکائیل پایین پایش ایستاد. جبرئیل گفت: «آفرین، آفرین! ای علی چه کسی همانند تو است؟! خداوند متعال به تو نزد فرشتگان مباهات کرد!» در این هنگام که پیامبر به سوی مدینه میرفت، آیه 207 سوره بقره در شأن حضرت علی علیه السلام نازل شد: « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد» برخی از مردم مومن و فداکار، جان خود را در قبال خشنودی خدا میفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است. این شب تاریخی را که حضرت علی علیه السلام در جایگاه پیامبر و برای نجات جان او در بسترش خوابید، لیلة المبیت نامیده شده است.
وقت است که بر بی کسی عشق بگرییم
کین شعله زخار وخس ما خاک نشین شد!
زندگي چون گل سرخ است! پرازخار، پرازعطر و پرازبرگ لطيف! ياد مان باشد اگر گل چيديم خار،عطر، گل وگلبرگ هرسه همسايه ديوار به ديوار همند!
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم على علیه السلام فرمود: مسلمان باید از رفاقت و دوستى سه كس اجتناب كند؛ 1. آدم بى باك و هرزه (در گفتار و رفتار) 2. احمق (كم عقل) 3. دروغگو زیرا آدم بى باك و هرزه كارهایش را به تو آرایش مى دهد و مى خواهد كه تو هم مانند او باشى ، چنین شخصى هرگز به درد دین و آخرت تو نمى خورد، دوستى با او جفا و سخت دلى و رفت و آمدنش بر تو، ننگ و عار است . و اما احمق هرگز خیر و خوبى از او به تو نمى رسد. هنگام مشكلات امیدى به او نیست ، اگر چه در حل آن تلاش كند و چه بسا اراده كند بر تو خیرى رساند ولى به واسطه حماقتش به تو ضرر مى زند. پس سكوت او بهتر از سخن گفتنش و دورى از وى بهتر از نزدیكى با او مى باشد. و اما دروغگو هیچگاه زندگى با او بر تو گوارا نیست ، سخنان تو را نزد دیگران مى برد و گفته آنان را نزد تو مى آورد، هرگاه صحبتى را تمام كند سخن دیگرى را شروع مى كند، ممكن است گاهى راست هم بگوید ولى مردم باور نكنند، مى كوشد مردم را به یكدیگر دشمن سازد و در سینه شان كینه برویاند. پس از خدا بترسید و مواظب خویشتن باشید و ببینید كه با چگونه افرادى رفاقت مى كنید و طرح دوستى مى ریزید شاداب وموفق باشید
((ابن ابى لیلى )) قاضى زمان منصور دوانیقى بود. منصور گفت : بسیار قضایاى شنیدنى و عجیب نزد قضات مى آورند، مایلم یكى از آنها را برایم نقل كنى . ابن ابى لیلى گفت : روزى پیرزنى افتاده نزدم آمد و با تضرع تقاضا مى كرد از حقش دفاع كنم و ستمكار را كیفر نمایم . پرسیدم از چه كسى شكایت دارى ؟ گفت : دختر برادرم ، دستور دادم او را احضار كردند؛ وقتى آمد، زنى بسیار زیبا و خوش اندام بود، علت شكایت را پرسیدم و او اصل قضیه را به این ترتیب تعریف كرد: من دختر برادر این پیرزن و او عمه من است . پدرم در كودكى مرد، و همین عمه مرا بزرگ كرد و در تربیت من كوتاهى نكرد تا اینكه بزرگ شدم . با رضایت خودم مرا به ازدواج مرد زرگرى در آورد. زندگى بسیار راحت و عالى داشتم ، تا اینكه عمه ام بر زندگى من حسد ورزید و دختر خود مى آراست و جلوى چشم شوهرم جلوه مى داد تا او را فریفت و دختر را خواستگارى كرد. همین عمه ام شرط كرد در صورتى دخترش را مى دهد كه اختیار من از نظر نگهدارى و طلاق به دست او باشد، شوهرم هم قبول كرد. مدتى گذشت عمه ام مرا طلاق داد و از شوهرم جدا شدم . در این ایام شوهر عمه ام در مسافرت بود، از مسافرت بازگشت و نزد من آمد و مرا دلدارى مى داد. من هم آنقدر خود را آراستم و ناز و كرشمه كردم تا دلش را در اختیار گرفتم ، تقاضاى ازدواج با من را كرد. گفتم : راضیم به این شرط كه اختیار طلاق عمه ام در دست من باشد، قبول كرد. بعد از عقد، عمه ام را طلاق دادم و به تنهائى بر زندگى او مسلط شدم مدتى با این شوهر (عمه ام ) بسر بردم تا از دنیا رحلت كرد. روزى شوهر اولم پیش من آمد و اظهار تجدید ازدواج را كرد. گفتم : من هم راضیم اگر اختیار طلاق دختر عمه ام را به من واگذارى ، او قبول كرد. دو مرتبه با شوهر اولم ازدواج كردم و چون اختیار داشتم دختر عمه ام را طلاق دادم اكنون شما قضاوت كنید كه من هیچ گناهى ندارم غیر از اینكه حسادت بى جاى همین عمه خود را تلافى كرده ام خوش باشيد وموفق
الاغ سوارى احمد شاه
سوره ی مبارکه ی نمل غرض سوره، بشارت و انذار است و شاهد بر این امر، آیات ابتدا و انتهای سوره و داستانهای انبیاء عظام الهی چون موسی، داود، سلیمان و صالح و لوط-علی نبینا و آله و علیه السلام- است. در ادامه، بخشی از اصول معارف همچون وحدانیت خداوند تعالی در ربوبیت و معاد ذکر میشود.1 در دل داستانها، خداوند تعالی نمونه هایی از سنت جاریه خود را در جامعه انسانی بیان میکند از نظر هدایت و ارائه طریق سعادت در زندگی و اکرام کسانی که هدایت یافتند و برگزیدن آنها و سیر دادن آنها به بالاترین درجات انسانی . در طرف دیگر عذاب کردن کسانی که از یاد او رویگردان شدند و به عذاب استیصال و عقوبت دردناک دچار گشتند. « أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ » مقصود از اجابت مضطر در هنگام دعا، اجابت دعا و برآوردن حاجت است زمانی که از سوی شخص دعا کننده،حقیقت دعا و مسألت تحقق یابد. زیرا تا زمانی که انسان در تنگنای اضطرار قرار نگیرد طلب و درخواست حقیقتاً از سوی او تحقق پیدا نمیکند. در آیه ی شریفه اجابت با کلمه «إِذَا دَعَاهُ» مقید شد تا بفهماند دعا کننده باید فقط خدا را بخواند و این امر زمانی تحقق مییابد که از تمامی اسباب ظاهری قطع امید کند و قلب او تنها به پروردگار تعلق یابد چراکه اگر به اسباب ظاهری امید بسته باشد دیگر او را نخوانده و غیر او را صدا زده است.زمانی که در دعا صادق باشد یعنی حقیقتاً بخواهد و فقط او را صدا بزند حق تعالی اجابت کرده و آنچه او را به اضطرار کشانده برطرف میکند همانگونه که خود فرموده « ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ» 4 پس هیچ شرطی برای اجابت دعا قرار نداده جز این که حقیقتاً درخواست شود و فقط از او درخواست شود. « وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ.»5 آیات بسیاری بیانگر این حقیقت است که انسان در هنگام اضطرار مانند سوار شدن بر کشتی در هنگام غرق شدن در آن لحظه به هیچ سببی دسترسی ندارد با اخلاص خدا را میخواند و پاسخ میشنود. موفق باشيد
۱- جوانیت قبل از پیری ۲- سلامتت قبل از بیماری ۳-بی نیازیت را قبل از نیازمندی ۴-آسایشت را قبل از گرفتاری و زندگیت را قبل از مرگ!!! تقدیم به همه دوستان خوبم برای همه تان آرزوی سلامتی وتوفیق دارم
امام باقر (ع) می فرمایند: خداوند از حیث حمد و ستایش عبادت نشد که برتر و افضل از تسبیح فاطمه (س) باشد، و اگر چیزی با فضیلت تر از آن بود هر آینه رسول خدا (ص) آن چیز را به حضرت فاطمه (س) می بخشید. امام صادق (ع) می فرمایند: هر کس بعد از نماز واجب تسبیح فاطمه زهرا (س) را به جا آورد قبل از این که پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهان او آمرزیده می شود، و دراین تسبیح از « الله اکبر » آغاز کند. و نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود: تسبیح فاطمه زهرا (س) در هر روز بعد از هر نمازی در نزد من دوست داشتنی تر است از هزار رکعت نماز ( مستحبی ) که در هر روز خوانده شود. همچنین در فضیلت تسبیح حضرت زهرا (س) قبل از خواب می فرمایند: هر کس شب را با تسبیح فاطمه (س) سپری کند، از مردان و زنانی می باشد که خدا را زیاد یاد می کند. امام باقر (ع) می فرمایند: هر کس تسبیح حضرت زهرا (س) را به جا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار می گیرد و آن تسبیح در گفتن صد عدد است و در میزان اعمال هزار ثواب دارد، شیطان را دور و خدای رحمان را خشنود می فرماید. امام صادق (ع) می فرماید: کسی که بعد از نماز واجب با تسبیح حضرت زهرا (س) صد بار به تسبیح خدای متعال بپردازد، و به دنبال آن کلمه « لااله الا الله » را بگوید، خدا او را می آمرزد. شرایط تسبیح حضرت زهرا (س) یکی از شرایطی که در این تسبیح لازم است رعایت شود این است که بعد از نماز بلافاصله خوانده شود. یعنی وقتی نماز به پایان رسید قبل از این که حالت خود را به هم زده و تغییر وضع دهد، به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، و قبل از پرداختن به چیز دیگری تسبیح را شروع کند؛ و با آن چه که در سرّ عدد مستور است معلوم است که بلافاصله بودن تسبیح بعد از نماز دارای حسابی است که در غیر این صورت نیست. با فضایلی که برای تسبیح حضرت زهرا (س) نقل شد و نیز تأکید های بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین گردیده، شایسته است که این عمل عاشقانه و با نشاط به جا آورده شود. اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعد از نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد، اما متأسفانه بسیار دیده می شود که به هنگام تسبیح اذکار را چنان سریع و بی توجه می گویند که شاید بیانگر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تأثیر محیط می گویند، نه از روی نشاط. قرآن کریم نیز از منافقین چنین یاد می کند که آنها با کسالت و بی نشاط نماز می خوانند، نه عاشقانه: « و اذا قاموا الی الصلاه قاموا کسالی » تسبیح تربت معمولاً اذکار و خصوصاً تسبیح حضرت زهرا (س) را با تسبیح می گویند و بهتر است که تسبیح از تربت پاک حضرت سید الشهدا (ع) باشد. ابراهیم بن محمد ثقفی گوید: « حضرت فاطمه (س) در ابتدا تسبیحی تابیده شده از رشته پشم داشت که گره هایی بر آن زده بود، و با آن تکبیر و تسبیح و ذکر می گفت، تا اینکه حضرت حمزه عموی پیامبر (ص) به شهادت رسید، پس حضرت فاطمه (س) از تربت قبر آن شهید بزرگوار خاک برگرفت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می گفت. مردم نیز چنین کردند. اما زمانی که امام حسین (ع) به شهادت رسیدند، سنت شد که از تربت آن امام تسبیح ساخته و به وسیله آن ذکر گویند. » از حضرت صاحب الزمان ( عج ) مرویست که: هر کس تسبیح تربت امام حسین (ع) را در دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می شود. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: یک ذکر یا استغفار که با تسبیح تربت امام حسین (ع) گفته شود، برابر است با هفتاد ذکر که با چیز دیگر گفته شود. از امام کاظم (ع) نیز روایت شده که فرمود: مؤمن از پنج چیز نباید خالی باشد: مسواک، شانه، سجاده، تسبیحی که سی و چهار دانه باشد و انگشتر عقیق. موفق باشید
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ امام باقر علیه السلام فرمود: دو نفر، یكى عابد و دیگرى گنهكار وارد مسجد شدند، ولى هنگام خارج شدن از مسجد، گنهكار شخصى شایسته بود، و عابد شخصى گنهكار بود. زیرا عابد هنگام ورود به مسجد به عبادت خود، مغرور گردید، و فكرش مشغول همین بود، و فخر مى فروخت ، ولى فكر گنهكار در پشیمانى از گناه بود و از درگاه خداوند طلب آمرزش گناهانش مى كرد --------------------------------- موفق ودرپناه حق باشید
از قدیم و ندیم رسم بر این بوده که وقتی پسر یا دختری میخواست ازدواج کند، اطرافیان مینشستند و خصوصیات خوبی را که یک زن و مرد باید داشته باشند تا همسر خوب و مناسبی بهحساب بیایند، ردیف میکردند. خصوصیاتی مثل اینها؛ شوهر خوب باید خوشاخلاق، پرکار، باغیرت و دست و دلباز باشد. زن خوب هم باید محجوب، خانهدار، هنرمند و بساز باشد. البته این معیارها ملاکهای خوب و تعیینکنندهای در یک ازدواج موفق هستند و ما نمیخواهیم آنها را زیر سؤال ببریم؛ اما فکر میکنید این ازدواج موفق تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ محققان در پژوهشهای جدید خود اعلام کردهاند زنی که در اختلاف با شوهرش، روش سوزش و سازش را در پیش گرفته، در خطر مرگ زودرس قرار دارد. البته این بدین معنی نیست که زنان نباید در زندگی خانوادگی خود، با سختیها و کمبودهای زندگی بسازند. بلکه بیشتر نهی از قسمت دوم ماجرا، یعنی سوختن است نه ساختن. متاسفانه این خودخوری در اختلافات که سالها به عنوان مزیتی حیاتی برای حفظ خانواده به حساب میآمد، مقدمهای برای سوءاستفاده در روابط همسران است. خانمهای عزیز! اگر میخواهید بیمار نشده و زود همسرتان را در این دنیا تنها نگذارید، بهتر است در دعواهای زن و شوهری، ساکت نمانید، حسابی خودتان را خالی کنید و نگذارید غصه روی دلتان سنگینی کند. تحقیقات جدید نشان میدهد زنانی که در مشاجرات خانوادگی، خود را مجبور به سکوت میکنند، علاوه بر خطر مرگ بیشتر در معرض افسردگی و نشانگان روده تحریکپذیر قرار میگیرند. محققان اپیدمیولوژی در مریلند در بررسی 10 ساله خود متوجه شدند زنانی که هنگام اختلاف با همسرشان راه سکوت را در پیش میگیرند، 4برابر بیش از زنانی که آزادانه نظرات خود را ابراز میکنند، میمیرند. البته این اولین تحقیقی است که رفتار، بیماری قلبی و مرگ و میر را در روابط زناشویی بررسی میکند. ازدواج مفید این تحقیق نتایج جالب دیگری را هم به دنبال داشته است. مثلا نشان داده که ازدواج، برای سلامت مردان مفید است. به طوری که آمار مرگ در مردان متاهل نصف مجردها بوده است. با شنیدن این جمله احتمالا تصمیم آقایان در امر ازدواج جدیتر میشود. در ضمن بد نیست حرف قدیمیها را گوش کرده و زنانی را برای همسری انتخاب کنند که خانهدار باشند یا حداقل شغل کماسترسی داشته باشند. چرا؟ چون نتیجه این مطالعه نشان داده مردانی که زنانشان مشاغل پراسترس دارند، 7/2برابر بیش از مردان دیگر مستعد بیماریهای قلبی هستند. دانشمندان معتقدند وقتی مرد نمیتواند مشکلات کاری زن خود را حل کرده و محافظ خوبی برای او باشد، دچار استرس و مستعد بیماری قلبی میشود. میبینید روابط چقدر عشقولانه است. این دانشمندان به آقایان توصیه میکنند که به همسرانشان اجازه دهند تا آزادانه احساسات و نظر خود را در اختلافات بیان کنند تا با سلامت همسرشان، سلامت خود و روابطشان هم تامین شود. این نیز بگذرد بالاخره هر زن و شوهری هر چقدر هم که با هم توافق و تفاهم داشته باشند، ممکن است در موردی با هم اختلاف پیدا کنند. اگر همسران بتوانند این اختلاف را به درستی حل کنند و راهحل توافقی برای آن بیابند، این هم برای آنها یک بهانه برای نزدیک شدن بههم و شناختن یکدیگر خواهد شد، ولی اگر یک نفر از ترس ایجاد شکاف، مدام کوتاه بیاید و سکوت کند تا دیگری حرفش به کرسی بنشیند؛ کمکم خدای نکرده یک شکاف عمیق در روابطشان ایجاد میشود که نهتنها سلامت جسم که سلامت روح آنها را هم بهخطر میاندازد. اختلاف با همسر اگرچه گاهی باعث دلشکستگی دو طرف میشود اما سنگبنای رشد و اعتماد در خانواده است. تنها کافی است برای تقویت روابط خود، مهارتهای کلامی و غیرکلامی را در اینباره یاد بگیریم. مهارت حرف زدن اولین مهارت غیرکلامی که با تمرین میتوان آن را در خود تقویت کرد، حفظ آرامش و کنترل رفتار و گفتار خود است. گاهی برای به دست آوردن این آرامش و خلاص شدن از شر عصبانیتی که نمیگذارد رفتارمان را کنترل کنیم، یک نفس عمیق کافی است اما شاید هم لازم باشد 10دقیقه در هوای آزاد قدم بزنیم. این را دیگر خودتان باید با آزمون و خطا تجربه کنید. مهارت دیگر، شناسایی احساس خودتان و مشکلی است که بیش از بقیه شما را آزار می دهد. عصبانیت، ناراحتی، ترس، تحقیر و... برای از بین بردن هر مشکلی ابتدا باید آن را پیدا کرده و این احساسات را در پسکلام خود یا همسرتان بشناسید وگرنه نخواهید توانست مشکلی را که خوب نشناختهاید حل کنید. خیلی اوقات ممکن است ما با اشارات غیرکلامی حرفهایی را به همدیگر بزنیم. تماس چشمی، اشارات چهره، تون صدا، طرز ایستادن، لمس کردن و... همه می توانند منظور ما را منتقل کنند. نهتنها لازم است به این اشارات توجه کنیم، بلکه لازم است مراقب این اشارات در رفتار خود باشیم تا خدای نکرده همسرمان را آزرده نکنیم. این روش حتی میتواند در زمانی که ما قادر به بیان احساس خود با کلام نیستیم به ما در ابراز احساساتمان به همسر کمک کند. قابلیت شوخ بودن و مزاح در اوضاع بد و وخیم هم میتواند به بهبود این اختلافات کمک کند. در عوض تهدید و سرزنش نهتنها اختلاف را حل نمیکند، بلکه با ایجاد کدورت و ناراحتی، ترمیم روابط را هم به تاخیر میاندازد. بنابراین در بیان نظر و احساس خود سعی کنید طرف مقابلتان را متهم یا تهدید نکرده و با لحن خوش حرفتان را بگویید. ازدواج سالم درست است كه حرفزدن و بیان احساسات راه خوبی برای تخلیه آنهاست و به شدت در روابط زناشویی توصیه میشود، اما نكته مهم این است كه هر حرفزدنی نمیتواند این تاثیر و فایده را داشته باشد. پیشنهاد میشود برای حل اختلافتان با همسر، قبل از حرف زدن و بیان احساسات، ابتدا کنترل خود را به دست آورده و به قول معروف عنان احساسات خود را از کف ندهید و نگذارید خشم، شما را به کاری یا حرفی وا دارد که بعد از آن شرمنده و پشیمان شوید. اجازه دهید همسرتان احساس و نظر خود را بگوید. سپس همینطور که به دنبال یک راهحل مورد توافق 2 طرف میگردید، به احساسی که در پس کلمات همسرتان است فکر کنید؛ البته بدون اینکه کلام او را قطع کنید. خودتان هم بدون رودربایستی و ترس، احساس و نظر خود را به همسرتان بگویید. البته بدون برچسب زدن و لقبگذاری، راهحل جایگزین را مطرح کنید. اگر توافق وجود نداشت، راهحلهای هر 2 نفر را یادداشت کرده و برای انتخاب به همدیگر فرصت فکر کردن دهید. تصمیم نهایی را هم به وقتی دیگر (با توافق هم) موکول کنید. یادتان باشد ازدواج شما زمانی یک ازدواج سالم است که هر 2 بتوانید به راحتی و بدون ترس، نظر و احساس خود را بههم بگویید. زمانی برای حرفزدن یكی از مهمترین نكتههایی كه همسران باید هنگام بیان احساساتشان به آن توجه كنند، زمان حرف زدن است. اگر از همسرتان رنجشی به دل گرفتهاید، اگر حس میكنید رفتاری از او سر زده كه مایه آبروریزی شما شده، اگر حس میكنید به شما دروغ گفته یا به شما بیاحترامی كرده است، زودترین زمان لزوما بهترین زمان برای بیان این احساسهای شما نیست. باید به شرایط زمانی و مكانیای كه در آن قرار دارید، توجه كنید. هیچگاه سعی نكنید حرفتان را جلوی دیگران و با ایما و اشارات به همسرتان برسانید؛ مثلا جلوی دیگران به او كممحلی كنید یا اخم كنید. اگر عصبی و كلافه هستید، حتما اشاره كنید كه «الان وقتش نیست، بعدا در این باره با هم حرف میزنیم». كارشناسان توصیه میكنند، بهتر است با هم توافق كنید قبل از اینكه مشكل خاصی بینتان به وجود بیاید. جلسات كوتاهی با هم داشته باشید و طی آن باهم درباره احساساتتان سخن بگویید. این كار شما را به هم نزدیكتر میكند و از بروز مشكلات احتمالی جلوگیری میكند.
برای هر روز از ماه, گفتاری كوتاه پیشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز كنید. گفتار را چند بار تكرار كنید. دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت یك زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنید. با هر بار تكرار , بگذارید كلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر نا خود آگاه تان شود. به تدریج مفهوم كاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد كه اگر بخواهید آنها را طی یك دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یكی خواهد شد. آن صفحه ای كه گفتار روزتان هست طی روز باز كنید در هر فرصت آن را مرور كنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید.شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور كنید. سعی كنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب كنیدو بگذارید با ضمیر آگاهتان یكی شود. روز اول: راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده. روز دوم: راز دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی. روز سوم: راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن روز چهارم: راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است. روز پنجم: راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی. روز ششم: راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی. روز هفتم: راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است روز هشتم: راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید روز نهم: راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی. روز دهم: راز دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند. روز یازدهم: راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی روز دوازدهم: راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی روز سیزدهم: راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار روز چهاردهم: راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری روز پانزدهم: راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی. روز شانزدهم: راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی, نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی روز هفدهم: راز دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد روز هجدهم: راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی. خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات. روز نوزدهم: راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی. روز بیستم: راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی. روز بیست و یکم: راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی. روز بیست و دوم: راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی نه این که به آنها دلگرمی بدهی نه این که با ابراز احساسات نادروست ناراحتی شان را تشدید کنی. روز بیست و سوم: راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی. روز بیست و چهارم: راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش. روز بیست و پنجم: راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی روز بیست و ششم: راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی. روز بیست و هفتم: راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است روز بیست و هشتم: راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی. روز بیست و نهم: راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود. روز سی ام: راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند تقدیم به همه دوستان خوبم امید وارم که دوستان واقعی باشیم
شمع ها به آرامی می سوختند ، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبتهای آن ها را بشنوی اولی گفت : من صلح هستم ! با وجود این هیچ کس نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد . من معتقدم که از بین می روم . سپس شعله اش به سرعت کم شد و از بین رفت . دومی گفت : من ایمان هستم ! با این وجود من هم ناچاراٌ مدتی زیادی روشن نمی مانم . بنابراین معلوم نیست که چه مدت روشن باشم وقتی صحبتش تمام شد نسیم ملایمی بر آن وزید و شعله اش را خاموش کرد . شمع سوم گفت من عشق هستم ! و آن قدر قدرت ندارم که روشن بمانم مردم مرا کنار می گذارند و اهمیت مرا درک نمی کنند آنها حتی عشق ورزیدن به نزدیکترین کسانشان را هم فراموش می کنند و کمی بعد او هم خاموش شد . ناگهان ... پسری وارد اتاق شد و شمع های خاموش را دید و گفت : چرا خاموش شده اید ؟ قرار بود شما تا ابد بمانید و با گفتن این جمله شروع کرد به گریه کردن ، کرد . سپس شمع چهارم گفت : نترس تا زمانی که من روشن هستم می توانیم شمع های دیگر را دوباره روشن کنیم . من امید هستم ! کودک با چشمهای درخشان شمع امید را برداشت و شمع های دیگر را روشن کرد . چه خوب است که شعله امید هرگز در زندگیتان خاموش نشود . هر یک از ما می توانیم امید ، ایمان ، صلح و عشق را حفظ و نگهداری کنیم .
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم !!! پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟ پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي!!! پسرك متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود. يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟ خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل كند ، به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتي داده ام كه حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد . به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند، به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكي داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت ، بتواند از آن استفاده كند. زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست . زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد ، زيرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.
تقدیم به عشقم دلم تنگ شده
یكی از دلایل شكست در زندگی زناشویی این است كه افراد پیش
از ازدواج مكالمه طولانی و جدی با یكدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح
كردهایم كه به شما در شناخت بهتر همسر آیندهتان كمك میكند. حقیقتا این سوالات
كلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نكات را از یكدیگر بدانید امكان شكست در
ازدواجتان كمتر خواهد بود. چه عادتهایی دارد؟ آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آیندهتان چطور؟ چند ساعت در
شبانهروز تلویزیون تماشا میكنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی
است؟ چقدر كار میكند؟ بهتر است بدانید همسر آیندهتان چقدر زمان صرف حمام رفتن،
خوابیدن یا كارهای شخصیاش میكند؟ آیا این زمانها با ساعت طبیعی زندگی شما در
تداخل است یا نه؟ زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟ وقتی از صمیم قلب به كسی كه دوستش دارید حرفهای دلتان را
میزنید در او احساس عشق را بیدار میكنید. برخی افراد زمانیكه یك هدیه دور از
انتظار از طرف مقابل دریافت میكنند به اوج عشق میرسند. روشی كه به وسیله آن افراد
به عشق میرسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان میتواند تماس فیزیكی، سپری كردن اوقات
فراغت با یكدیگر یا كلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید كه زبان عشق یكدیگر را
پیدا كردهاید. ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که دوست دارید در
عمل محبتتان را ثابت کنید . در این صورت با فردی که خواهان ابراز محبت با شعر و
کلمات رمانتیک است ، به سختی می توانید به زبان مشترک ابراز محبت برسید. نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟ آیا شما فرزند میخواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر
آیندهتان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است كه هر دو موافق یك نوع
روش تربیتی خاص باشید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که می خواهید فرزندتان
بسیار مستقل و آزاد رشد کند ، نمی توانید با فردی که معتقد است باید در تربیت بسیار
سخت گیر بود ،بدون بحث و کشمکش زندگی کنید. روابط خانوادگی او چگونه است؟ خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یكدیگر
رفتار میكنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست كه شما حتما در آینده خانوادهای
شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او كمك
میكند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شكل گرفته است. همه خانوادهها مشكلاتی
دارند ، از ابتدا موضع خود را مشخص كنید ، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی
شوید یا میخواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟ طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر
میآید؟ ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف نظر همیشه وجود دارد.
گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خستهاید و به كمی تنهایی نیاز دارید. در كنار
مشكلات كوچك مشكلات بزرگ هم به وجود میآید. از دست دادن شغل، بارداری بدون
برنامهریزی، سقط بی دلیل جنین، فوت یكی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماریهای
جدی،... همه و همه مشكلات غیرقابل پیشبینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجه با
این مشكلات دلسرد میشوید؟ آیا شما یا همسرتان برای كنترل امور به یكدیگر كمك
میكنید؟ آیا یكدیگر را در شرایط سخت تنها نمیگذارید ، حتی اگر زندگی آن طور كه
تصور میكردید پیش نرفته باشد؟ آیا هر دو اعتقادات مذهبی یكسانی دارید؟ همسر آینده شما ممكن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا
مذهبی نباشد ، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگیشان دخالت
میدهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید ، چگونه میخواهید
فرزندانتان را تربیت كنید؟ حتما لازم نیست كه بر سر كوچكترین مسائل دینی با هم
موافق باشید ، اما باید در اصل پیرو یك اعتقاد باشید. قبل از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از آن
ببندید. انتظار او از ازدواج چیست؟ از كار خانه گرفته تا حسابهای پسانداز، همسرتان از شما
انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری
دارید؟ آیا انتظار دارید یك زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فكر میكنید این
كارها مربوط به پیش از ازدواج است؟ هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را
بدانند و برای درك انتظارات طرف مقابل كوشش كنند. اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟ در لحظاتی كه بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر
یا پسر همان است كه میخواهید ، فراموش نكنید هدفهای زندگی طرف مقابل را بشناسید.
یك سوال قدیمی وجود دارد كه همه باید از همسر آینده خود بپرسند: « تو در 10 سال
آینده خود را كجا میبینی؟» یا «میخواهی 20 سال آینده چه زندگی داشته باشی؟» اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ كجا میخواهد زندگی
كند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد میوزد برود؟ هر كس یك طرح یا آرزوی اصلی دارد. دریابید آیا شما
میخواهید همسفر رویاهای همسر آیندهتان باشید یا نه!؟ البته نمیتوانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر
زمان شما را پختهتر خواهد كرد و مطالب بیشتری در مورد هم میفهمید. اگر مسائل اصلی
و اولیه را از ابتدا درست كنار هم قرار دهید می توانید به داشتن یک زندگی موفق امید
وار باشید.
منبع : سايت تبيان
با عرض تسليت به مناسبت فرارسيدن ماه محرم ،ماه عزا وحزن،ماه كه درش خاطره ي پيروزي خون برشمير است به همه دوستان وعزيزان اميد وارم كه همنواشويم با حسين ويارانش وخواهرانش وفرياد كنيم هيهات مناالذله! اين مطلب را ازجاي كپي كردم ولي يادم نيست ازكجا! بهر حال خواندني است اميد وارم دوستان بيخوانند وفكر كنند! واقعه كربلا و روز عاشورا موضوعي است كه از زمان وقوع آن تاكنون همواره ديدگاهها و نظرات انسانها از هر مذهب و مسلكي را به دنبال داشته و همگان متفقالقول هستند كه همانند اين واقعه هرگز اتفاق نيافتده است. هر كس واقعه كربلا و آن چه را كه در روز عاشورا اتفاق افتاد بخواند، يا از زبان كسي بشنود، به طور حتم از آن چه بر امام حسين (ع) و اهل بيت و اصحاب او وارد شده، عميقا محزون و متاثر خواهد شد. از اين رو بار سفر برميبندد وبه سوي آن حضرت سفري باطني و معنوي ميكند و به او جذب شده و با او همدردي و همدلي ميكند. انديشمندان در طول تاريخ به عاشورا و كربلا همواره توجه خاص داشته و پيرامون آن نظرات گوناگوني ارايه كردهاند كه در اين نوشتار برآنيم تا گوشهاي از انديشههاي آنان را بازگو كنيم. * "فراياستارك" نويسنده انگليسي، از جمله انديشمنداني است كه پيرامون واقعه عاشورا در كتاب معروف خود "صور بغدادي" فصل كوچكي را به اين مساله اختصاص داده است. او در ابتداي اين فصل ميگويد: "شيعه در تمام عالم اسلامي، ياد حسين و مقتل او را زنده ميكند و در دهه اول محرم به طور علني اين مطلب را دنبال مينمايد و حزن و اندوه چنان بر آنان مستولي ميشود كه در روز آخر هياتهاي عزاداري به راه انداخته و عزاداري ميكنند." او همچنين در فصلي مستقل و به طور مفصل درباره "نجف اشرف" در همان كتاب ميگويد: "و درمسافتي نه چندان طولاني از اين بقعه، فرزندش حسين(ع) در طرف باديه رسيد. او اسبش را حركت و جولان داد تا در سرزمين كربلا فرود آمد و در همان مكان خيمه زد. در حالي كه دشمنانش او را احاطه كرده و راههاي آب را بر او مسدود كرده بودند. و هميشه تفصيلات اين وقايع واضح و آشكار تا به امروز در افكار مردم بوده است. امكان استفاده و زيارت از اين شهرهاي مقدس وجود ندارد مگر با اطلاع و آگاهي از اين واقعه زيرا واقعه مصيبت بار حسين(ع) بر هر موجودي نفوذ كرده تا به حدي كه به ريشهها رسيده است و اين واقعه از جمله قصههاي نادري است كه انسان با خواندن آن نميتواند جلوي گريه خود را بگيرد." * "پرفسور ادوارد براون" مستشرق معروف نيز درباره مصيبت امام حسين(ع) در كربلا ميگويد: "يادآوري واقعه كربلا كه در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسيد كافي است تا در سردترين و سستترين افراد اثر گذارد و حتي كساني را كه به امور حماسي و حزنآور اعتنا و توجهي ندارند به خود آورده و روح آنان را به مدارج كمال بالا برد، به حدي كه درد و مرگ براي آنان چيزي بيارزش و سست شود." * "جستيس آ.راسل" شاعر انگليسي نيز منظره غمانگيز عاشورا را چنين ترسيم ميكند: "آنها دهان مبارك امام را باچوبهاي خود نواختند.اي پيكري كه زير سم اسبان لگدكوب شدي! تو همان بدني بودي كه بينندگان را مسحور ميساختي. خوني كه از رگهاي مباركت ريخته و خشك شده، معجوني آسماني است كه تاكنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است. اي زمين برهنه و باير كربلا كه در روي تو نه علفي است و نه چمني! براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون كه در سرزمين تو بدن پاره پاره مقدس پسر فاطمه افتاده است آن كه روح خويش را به خداوند تقديم نمود." * "نيبلت" نيز در ترسيم شب عاشورا چنين مينويسد: "آن شب، هنگامي كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله ميزد، امام پيروانش را جمع كرد و در يك سخنراني طولاني فرمود: كساني كه با من بمانند فردا شهيد خواهند شد. سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد كه نشانه آگاهي كامل او از ضعف بشري و قدرت روح فداكاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود. به پيروان خود فرمود: هر كس جرات و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نميبيند در تاريكي به طور ناشناس و بدون خجالت برود. صبح روز عاشورا كه ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع ميشد، ۷۲نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند." * "موريس دوكبري" مورخ آمريكايي درباره عزاداري واقعه عاشورا نيز مينويسد: "اگر تاريخنويسان ما حقيقت روز عاشورا را درك ميكردند، اين عزاداري را غير عادي نميپنداشتند. پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري براي امام خود ميدانند كه نبايد زير بار ذلت، پستي و سلطه ستعمار بروند، زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسين (ع) در راه شرف، ناموس، مردم، بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيد و يزيديان و بيگانگان خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم. و اين است خلاصه تعاليم اسلام. ملتي كه از گهواره تا گور تعاليمش اين چنين است پيداست كه داراي چه مقام و مرتبهاي خواهد بود. چنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار است، چون همه افراد آن سرباز حقيقت و عزت و شرف است." * "دكتر ژوزف" مورخ فرانسوي نيز چنين ميگويد: "شيعيان در ايام عزاداري به ذكر مصيبت و گوش فرا دادن به مصايب حسين (ع) ميپردازند، و ميكوشند كه فضايل خاندان نبوت و رنجهاي آنان را به نيكوترين وجهي بيان كنند." * "كلودين رولو" مفسر روزنامه لوموند، درباره امام حسين (ع) و واقعه عاشورا مينويسد: "شيعيان هر سال در ماه محرم به تذكر واقعه كربلا و مصيبت امام حسين (ع) كه نمادي از دليري، عدالت عليه تجسم پليدي و نيروي شقاوت است، ميپردازند و ستمكاران عصر را به يزيد و اشقيا تشبيه ميكنند." * "مهاتما گاندي"، معمار استقلال هند و رهبر ملي مردم اين كشور براي آزادي هندوستان از سلطه انگلستان نيز پيرامون امام حسين (ع) و واقعه كربلا ميگويد: "من براي مردم هند چيز تازهاي نياوردم، فقط نتيجهاي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان كربلا به دست آوردهام، ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي پيمود." * "ساور جيني نايد" شاعر هندي، عزاداري عزاداران حسيني را در هر سال موجب زنده نگهداشتن واقعه جانسوز كربلا ميداند و قيام حسيني را استوار نمودن دين بزرگ حضرت محمد (ص) ذكر ميكند كه امام حسين(ع) عشق نهايي خود به خدا را با شهادتش ثابت كرد. او ميگويد: "شب شهادت حسين (ع) مريدانش با پيراهنهاي سياه و پاي برهنه با چشمان اشك بار به ياد واقعه جانسوز دور هم جمع شده با بيان اتفاقات آن واقعه سراپا ميگويند: حسين... "اي حسين! چرا هزاران هزار دوست تو اين طور اشك ميريزند؟اي مقدس عالي مقام! آيا اينها براي فداكاري بينظير تو نيست؟ زيرا پرچم دين بزرگ پيامبر (محمد (ص) را برافراشتي و در مقابل شگفتي جهانيان عشق عجيب خود را به خدا ثابت كردي." * "ايرونيك" مورخ آمريكايي ميگويد: "كشته شدن حسين (ع) سرگذشتي است كه بهعلت ناگواري و هولناكي آن واقعه، دوست ندارم سخن را در موردش طولاني كنم زيرا در اسلام كاري زشت تر از آن به وقوع نپيوسته است. اگر چه كشته شدن اميرمومنان (ع) مصيبت بسيار بزرگي به شمار ميآمد، ليكن سرگذشت حسين (ع) كشتار فجيع و مثله كردن و اسارت را دربرداشت كه از شنيدن آن بدن انسان به لرزه ميافتد زيرا كه از مشهورترين مصيبت هاست." * "ماربين" محقق آلماني ميگويد: "حسين تنها كسي است كه در ۱۴قرن پيش در برابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد.او اول شخص سياستمداري بود كه تا به امروز احدي چنين سياست موثري را اختيار ننموده است. حسين (ع) شعار هميشگي را سر ميداد كه من در راه حق و حقيقت كشته ميشوم ولي دست به ناحق نميدهم... "حسين (ع) ديد حركات بني اميه كه سلطنت مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال ميكردند نزديك است پايههاي استوار و مستحكم اسلام را در هم بريزد و اگر بيش از اين مسامحه كند، نام و نشاني از اسلام و مسلمين باقي نخواهد ماند، لذا تصميم گرفت تا در برابر حكومت ظلم و جور بايستد..." ماربين ميافزايد: حسين (ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، درس فداكاري و جانبازي به جهانيان آموخت و نام اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. اگرچنين حادثه جانگدازي پديد نيامده بود ، قطعا اسلام و اسلاميان محو و نابود ميگرديدند."
غدير خم پدر پير تاريخ ، بسيار شگفتيها به چشم ديده است و بسيار رويدادهاى ارزشمند و عظيمى را به ياد دارد كه فراموش نا شدنى و بى مرگند. اما از اين ميان ، چيزهايى را به خاطر دارد كه از ويژگيهايى ارزنده تر برخوردارند: از ميان همه سر گذشتها و سرنوشتها، تاريخ اسلام از ميان همه پيامبران ، محمد (ص ) از ميان همه امامان ، على عليه السلام و از ميان همه حوادث ، غدير را و غدير بالاترين و والاترين رخداده اى است كه در رابطه با بافت اسلام راستين و خواسته ژرف نبى اكرم (ص ) ظهور و بروز كرده است ، غدير تجلى اراده خداوند است ، غدير نقطه تاملى در تاريخ است ، غدير يك مكان محدود نيست ، غدير بى منتها و جاودانه است . غدير روح جهان و انسان است ، غدير زنجيره تداوم ايمان است ، غدير لحظه هاى هيجان حيات است ، غدير شكوه تاريخ است ، غدير تلاوت آيه هاى رهايى بشر است ، غدير قدرت اسلام و جانمايه اعتلاى بشريت است ، غدير فرودگاه موكب مقدس پيامبر خدا و قرارگاه فرماندهى سپاه توحيد در كل هستى است ، غدير نبض حيات و راوى شور و شادمانى و شگفتى و سرور است . باشد تا پيمان و لايتمان را با صاحب اين روز محكمتر نمائيم . بيست و ششمين آفتاب ذى اقعده سر بر آورده و كاروان مسلمآنان به سوى خانه خدا پيش ميرود. در آنجا محمد (ص ) مراسم حج را به مردم آموزش ميدهد. آنجا نمايشگاه قدرت اسلام ، شكوه ايمان ، برادرى و برابرى همه اقشار مسلمان بود. همه با يك رنگ و با يك سخن در پيشگاه خدا بودند، بى هيچ نشانه اى براى شناخت فراتر از فروتر، همه همسان ، همه برادر، همه فرزندان يك آب و خاك ! به شوق ديدار خانواده واديها را يكى پس از ديگرى در مى نوردند و اينجا جاى جدا شدن است ، راه عراق و مصر و مدينه ، هر كدام از سويى كناره آبگير خم ، ناگهان پيامبر (ص ) فرمان ايست ميدهد. قلبها در سينه ها مى تپد، مردم با هم نجوا ميكنند و از يكديگر ميپرسند كه چه پيش آمده است ؟ كسى نميداند! اينك اين پيك آسمانى است كه بر رسول خدا (ص ) فرود آمده : اينجا مسئله فردا مطرح است . مگر ميشود كه پس از پيامبر، جامعه بدون رهبر بماند؟ مگر ميشود كه رسالت ، امامت را به دنبال نداشته باشد؟ فرمان محكم است و فرصت بسيار اندك ، آنها كه پيش رفته اند باز ميگردند به انتظار ديگران كه از پى مى آيند، نماز ظهر را ميخوانند، آنگاه روى تخته سنگهاى جهاز چند شتر نهاده ميشود. پيامبر رحمت بر فراز اين بلندى ، خطابه تاريخى خود را آغاز ميكند. نفسها در سينه حبس است و همه سرا پا گوش . مردم يكصدا ميگويند: درست است اى پيامبر! و نبى اكرم سر بر آسمان بلند ميكند كه : خداوندا تو خود گواه باش پيامبر آنگاه اينچنين ادامه ميدهد: آنى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عتراتى اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض ، فلا تقد مواهما فتهلكوا و لا تقصروا عنها فتهلكوا و لا تعلموهم فانهم اعلم منكم . آنكس را كه من مولايم ، على نيز مولاى اوست . خداوندا! آن كس كه على عليه السلام را دوست (و پيرو) است دوست بدار! هر كه على را دشمن بدارد، دشمن بدار! يارى كن هر كه را ياريش دهد بى ياورش گذار، هر كه او را يارى نكند! و بدينگونه زمامدار آينده اسلام ، از سوى آورنده اين دين و به فرمان خداى آن به عنوان حاكم سرنوشت جامعه تعيين ميشود. رسول اكرم ، در اين سخنرانى طولانى ، صفات و مشخصات على عليه السلام را به مردم مى شناساند و مسير زندگى را نشانشان داده ، حجت را تمام ميكند و پى درپى آنان را از مخالفت با على عليه السلام كه همان مخالفت با خدا و رسول است ، بيم ميدهد. امروز آيين شما را برايتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام ساختم و اسلام را دين شما قرار دادم . جز على عليه السلام چه كسى ميتوانست در تامين عدالت اجتماعى ، به آن اندازه تلاش ورزد كه برادر خويش را با ديگران به يك چشم بنگرد و يا به هنگامى كه در بيت المال دارد به بررسى كارهاى مردم مى پردازد و كسى ميايد كه با وى كارى خصوصى دارد، شمع بيت المال را خاموش كند كه اين مال همه است و نبايد براى كارهاى شخصى از ميان برود. اينها بود كه شخصيت على عليه السلام را به جهانيان نشان داد و نمونه يك انسان كامل اسلام را در پيش روى جوامع گذاشت
مهمترين گام براي بهرهمندي از مغزي سالم، داشتن خوابي عميق، آرام و كافي است. اين در حالي است كه مصرف بادام موجب تقويت مغز وآب سيب نيز با خاصيت مشابه، حافظه را بهبود ميبخشد. توجه داشته باشيد كه استرس، قدرت مغز را تحليل ميبرد. پس تا جايي كه ميتوانيد از استرس دوري كنيد و به شادي و آرامش روي آوريد. انجام تمرين هاي يوگا و مديتيشن ميتواند راهكار مناسبي براي دوري از استرس باشد. از سوي ديگر همانگونه كه ورزشهاي متعددي براي بدن وجود دارد، ورزشهاي ذهني را نيز نبايد فراموش كرد. حل جدول و ديگر بازيهاي ذهني تا حدود زيادي به تقويت مغز كمك ميكند. بر خلاف بادام و آب سيب، شكر موجب ضعيف شدن حافظه ميشود. تا جايي كه مي توانيد مصرف شكر را در رژيم غذايي خود محدود كنيد. از سوي ديگر براي داشتن مغزي سالم، شبها غذاي سبك بخوريد و سعي كنيد قوه خلاقيت و تصويرسازي خود را تقويت كنيد. همچنين مصرف ويتامين ب- كمپلكس هم حافظه را تقويت ميكند.
هر بحرانی هدیه ای برای ما می آورد . این هدیه فوراً به چشم نمی آید ، ولی بی چون و چرا وجود خواهد داشت . هر لحظه آن را به خود یادآوری کنید . این هدیه چه خواهد بود ؟ هر هدیه ای ، یگانه و فردی است و نمی توان آن را پیش بینی کرد . وقتی بیاید ، می توانید آن را تشخیص دهید . هدیه شما چیست ؟ منبع:http://www.fatima-sh.blogfa.com/
مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
68 درصد از ازدواجهای صورت گرفته در یکی از تالارهای مشهور تهران، منجر به طلاق شده است. این آمار، همه حکایت از این دارد که 68 درصد از کسانی که جشن ازدواج خود را در این تالار برگزار کردهاند، گفتهاند زندگیشان حتی دوام یک ساله نداشته و در نهایت از یکدیگر جدا شده اند. بنابر این گزارش، طی یکسال گذشته بیش از 350 مراسم ازدواج در تالار فوق انجام شده است که هزینههای هر مراسم از 150 میلیون فراتر بوده است. برخی از چهرههای اقتصادی و حتی ورزشی کشور نیز جشن های عروسی خود را در این تالار برگزار کردهاند. در برخی از ازدواجهای این تالار که در منطقه فرمانیه تهران قرار دارد میزان مهریه در نظر گرفته شده، سکه بهار آزادی به ارتفاع قله هایی همچون هیمالیا(8000متر) و دماوند(5610) بوده است. این اطلاعات در حالی فاش میشود که مدیریت تالار مذکور قصد داشته است از کسانی که طی یکسال اخیر در تالار فوق مراسم خود را برگزار کردهاند، دعوت به عمل آورده و طی یک جشن تحت عنوان یک سالگی زندگی، از آنان تقدیر به عمل آورد که متوجه میشود 68 درصد از ازدواجهای انجام شده در تالار منجر به طلاق شده است. در یکی از این جشنهای عروسی، ارزش تقریبی خودروهای میهمانان حاضر در تالار، 17 میلیارد تومان برآورد شده است. پ.ن:فکر می کنم دیگه کسی جرات نکنه مراسم عروسیش را توی این تالار بگیره و عنقریب است که این تالار ورشکست بشه اما من به شما اطمینان می دهم که مشکل از تالار نیست،از ندانم کاری ما بنی بشر است!
سپاس خدای را ، چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند و گرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم و باز دلپذیر و نیکوست خداوند اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم این اثر از عسل خانم است که درقسمت نظرات این وبلاگ نوشته بود من خوشم امد آوردم اینجا
كوپنهاگ - دی پی ای
امام صادق به من1 فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف میشنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا میخوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجدههای طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلیاللهعلیهوآله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناختهاند و چیزی را به شما سپردهاند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییعشان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته میشود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد میگردم و گفته میشود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته میشود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟
به خدا سوگند، حدیث كرد مرا پدرم كه مردی در میان قبیلهای از شیعیان علی (علیهالسلام) شمرده میشود كه وارستهترین، امانتدارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امینترین و صادقترین ماست. ۱-زیدشحام
درباره عظمت امام صادق علیه السلام نه تنها توسط شیعیان به فراوانى سخن گفته شده است، بلكه در این باره جمع كثیرى از دانشوران و بزرگان اهل تسنن و جماعت لب به سخن گشودهاند. پیشوایان مذاهب اهل سنت، عالمان نامدار اسلامى و صاحب نظران زبردست در باره برجستگىهاى علمى، عملى، اخلاقى، كرامت و عظمت آن امام هدایت، امام جعفرصادق علیه السلام بسیار سخن گفتهاند. اینك در این نوشتار به طور گذرا به بیان برخى از این اظهار نظرها و اعترافات مىپردازیم.
سلام گلشیفته جان؛ این روزها نام تو را از خیلیها میشنوم و در هر مجلس و مهمانیای نقل زبانهایی. شنیدهام رفتهای به ینگه دنیا و حجابت را از سر برداشته ای و...
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد. زیبا بود نه!؟
جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شدهاند نگاهی داشته باشیم: نماز: ۵ %٧١٫١١١١١١١١=٣٢/۴۵*١٠٠q = دریا %٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی ۴۵ = ٣٢ + خشکی + دریا = ١٣ %١٠٠=(% دریا ( ٧١٫١١١١١١١١ %)+خشکی( ٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩ دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است. آیه ٨٧ از سورهء انبیا لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین . سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم
سؤال: اگه یه پول زیادی بهت میرسید، دوست داشتی با آن چه میكردی؟! سؤال: بعد چه میكردی؟
به گزارش خبر نیوز ، تعيين مهريه هاي سنگين و نجومي چنان مرسوم شده است که مانند ديگر رسومِ دست و پا گير، سدي بزرگ بر سر راه ازدواج جوانان شده است. آيا ارزش هاي وجودي خودمان را با معيار سکه ها مي سنجيم و در اين بين چه بلاها که بر سر جوانان شيدا و عاشق پيش نمي آيد. جواناني که فقط به فکر رسيدن به معشوقند و ديگر هيچ. و تازه پس از ازدواج مي فهمند که چه بلايي بر سرشان آمده است. حال اگر جواني نخواهد به زندگي زناشوييش ادامه دهد ايا مهريه هاي سنگين و اين سکه ها مانع از فروپاشي زندگيش خواهد شد؟ بي شک خير، که اگر مي شد آمار طلاق به اين حد بالا نمي رفت. جالب است بدانيم که آقاي عليرضا افتخاري، خواننده خوش صداي کشورمان، مهريه دختر بزرگش را حفظ 450 غزل از حافظ شيرازي و مهريه دختر کوچکش را حفظ 16 جزء از قران کريم قرار داده است که تا کنون داماد بزرگش 350 غزل حفظ کرده و داماد کوچکش 8 جزء از قرآن کريم را حفظ کرده است.
انسان موجود طمع کاری است.طمع ثروت٬قدرت ٬شهوت جانها را می رباید."طمع نگاه دیگران "بزرگترین دامچاله ای است که آدمی می تواند در آن بغلتد و هستی فردی و اجتماعی را قربانی آن سازد.تنها در این دامچاله است که همه بدنبال یغماگریند تا ثرون فراچنگ آمده را از طریق خانه های مجلل٬ماشین های سوپر مدرن ٬تلفن های همراه گرانقیمت و..به رخ دیگران بکشند٬ساعتها بدنبال لباسهای متنوع و گرانقیمت می گردند و یا عمر خود را جلوی آینه ها صرف می کنند تا زیباتر بنظر آیند و یا روزها در باشگاههای ورزشی سر می کنند تا هیکل شان همه را مبهوت کند.مدرک تحصیلی دکتری بدست می آورند تا چشم همه را بربایند٬حتی تعدادی که دست شان از همه جا خالی است مطالعه می کنند تا سواد بدست آورده تا به رخ بکشند.هر چند این آخر اصلا خریداری ندارد. نکته شگفت انگیز آنست که بیماری که مبتلا به "طمع نگاه دیگران" شده است.چون به آن نگاه دیگر نیازمند است به مرور از مالک این نگاه متفر می شود چرا که مدام باید در بیم و هراس قضاوت او باشد و مردم به صورت طبیعی از قضاوت کننده می هراسند و هراس در مرحله بعدی نفرت را بدنبال دارد.روزی در تاکسی خانم بسیار جوانی که بسیار خوش پوش بود و مشخص بود برای آرایشی کرده است ساعتها وقت صرف کرده است بر سر اختلافی که با راننده بر سر مسیر پیدا کرده است داد و بیداد می کرد ٬در وسط حرفهایش نکته بسیار جالبی یافتم٬او می گفت من از همه مردم نفرت دارم چقدر بدبختم که برای این مردم آرایش می کنم.او رفت . درحالی که همه شگفت زده مانده بودند. وقتی در باره بیماری طمع نگاه دیگران سخن گفتم کمی از شگفتی در آمدند. البته ضرورت اجتماعی بودن ایجاب می کند که رعایت دیگران را بکنیم و قضاوت آنها را در حد ضرورت محترم بشناسیم و اصولا بدون نگاهها آنها زندگی غیرممکن است.ولی در هر ارتباط معقول و طبیعی با میانجی گری اخلاق و عواطف فرد بصورت ضمنی استقلال هویتی خود را حفظ می کند و از طریق آن دیگری راه به تعالی می کشد .ولی وقتی سوداگری از یک سو و مصرف زدگی از سوی دیگر جانها را فتح منی کند و یک از خودگستردگی بی سابقه سود می جوید همه مبتلا به دیالکتیک شیدایی و تنفر می شوند.از یک سو نیازدوزخی به نگاه دیگران داریم و از زاویه دیگر آتش کینه نسبت به آنها قلب مان را فتح می کند. این همان دلیلی است که خانواده ها را از هم می گسلد. زن و شوهرها در مرداب تنفر از یکدیگر به فرندان خود می آموزند جامعه را لجن زاری ببینند که تنها در بهترین حالت می توان کمتر آلوده تعفن شد و در بدترین شکل باید دیگران را برای بدست آوردن لذت آنی آنهم مالیخولیایی اش آزار داد و نابود کرد. نظام سرمایه داری بحرانهایش را مثل امروز بی پروا - بحران مالی بانکها در امریکا- به تماشا نمی گذارد ٬بلکه آنرا از طریق ناهنجارهای گسترده رصد می توان رصد کرد که جهان را تبدیل به منجلاب کرده است. "داشتن " به قول " اریش فروم " جای بودن را گرفته است.داشتنی که هیچ معنای عملی برای انسان ندارد بجز رخ کشیدن.کمی در سازمانها به گقت و گوهای مدیران میانی و حتی کارشناسان جویای منصب گوش کنید همه از ارتباط خود - چه به دروغ و چه راست -با این مقام و یا آن مسئول سخن می گوید. آشنایی پول نقدی شده است که می تواند تبدیل به منصب و یا پایداری در منصب می شود. من در این پست به تو خدمات لازم را ارائه می دهم و تو هم باید به موقع تلافی کنی.آنچه در این میان غایب است پیوند عاطفی در خانواده ها٬بده و بستان تخصصی در سازمان و شور تحقق عدالت و انسانیت در جامعه است.تا بخوبی بر همه علایم بیماری مسلط نشویم نخواهیم توانست پادزهر آنرا بیابیم.اکنون وقت نور پاشاندن بر سیاهی هاست که همه را شور بخت می کند تا زمان روشنایی هم فرا برسد. بنقل از:http://www.aghazadeh.blogfa.com/post-274.aspx
چندروز پیش در یک جلسه رسمی اتفاق جالبی افتاد که تا به امروز فرصت نشده بود تا در موردش چیزی بنویسم.
ماجرا از آنجایی شروع شد که در اواسط جلسه، از طرفی که خانمها نشسته بودند، هیاهو و پچپچهایی به گوش میرسید و خانمها در ردیفی که نشسته بودند یکییکی به عقب میرفتند و بعد از چند لحظه دوباره جلو میآمدند و البته بعضی هم همان عقب میماندند!! موضوع جلسه به جاهای جدی و حساسی رسیده بود و مسئول جلسه با جدیت در حال ارائه نقطه نظرات خود بود که ناگهان یکی از خانمهای مورد اشاره، میکروفنش را روشن کرد و در حالی که صدایش میلرزید گفت: " آقای دکتر، یک سوسک روی میز خانمها در حال حرکته و باعث ایجاد مشکل شده". از قرار معلوم، یک سوسک بالدار بزرگ و سیاه! از ابتدای میز خانمها شروع کرده به سان دیدن! و همینطور جلو آمده و باعث این مشکل شده بود. البته فکر کنم منظور آن بنده خدا از مشکل، ترس و اضطراب و تشویش روحی!! بود. به نظر شما، چرا اکثر ما آدمها از موجوداتی کوچک و ضعیف میترسیم و از آفریننده بزرگ و قادر و متعال آن موجودات کوچک و ضعیف نه؟
شب بود تنهای تنها نشسته بود . پاهایش را در بغل جمع کرده بود غصه دار و دلتنگ زانوی غم در بغل گرفته بود .آهی کشید و به ستاره ها نگاهی کرد آنقدر ستاره در آن تاریکی بود که یک لحظه ماند که با کدام یکی درد دل کند صدای دلش را شنید که به او گفت آن یکی آن که جدای از همه مثل خودت تنهاست . نگاهی به او کرد بهش گفت آهای ستاره بدبخت می آئی پیش من . ستاره آمد و در دامنش نشست صدای قلبش را به خوبی می شنید بهش گفت آیا میشه یک بار دیگر تو بغلش بگیرم و به وصالش برسم دلش بهش گفت آره عزیزم چرا که نه فقط حرکت کن عشق از فراق شروع میشه و باحرکت به وصال میرسه با این حرف تنش عرق کرد لحظه وصال را دید که دست در دست یار و لب به لب وصال دارد صدای دلش گه به حرکت وصال تحریکش میکرد مثل صدای حرکت قطار روی ریل را میشنید از جا جست با امیدی تازه حرکت کرد عرق تنش، صدای دلش و طنین گامهایش لحظه وصال را نوید میداد و خبر از مرگ فراق به سرعت قدم بر میداشت محبوب را دید که منتظر اوست و او فقط به وصال می اندیشید حرارت بدنش را که با گرمی تن معشوق یکی بود احساس میکرد ..... ناگهان دستی شانه هایش را لمس کرد و از هیجان عاشقی به در اورد چشم باز کرد پرستار تیمارستان بود که دارو هایش را اورده بود .......
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی اینگونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من قصه گوی غصه ی فردا نبود کاش بودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج و از دریا نبود کاش بودی تا زمستان دلم این چنین پر سوز و پر سرما نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود
با كسي كه دوستش داريد در مورد موضوعي لذتبخش صحبت كنيد. يكي از سريعترين راهها براي مبارزه با افسردگي ايجاد ارتباط با ديگران (افرادي كه به آنان علاقهمند هستيد) است از آنان دوري نكنيد.
وازهمه مهمتر یاد خدا است که موجب آرامش انسان میشود خدایا همه ما به تو توکل میکنیم ومطیین هستیم که مارا کمک میکنی!
لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسردهوار به خود نگيريد. تحقيقات نشان ميدهند كه شكل چهره واقعا ميتواند نوع احساس انسان را تغيير دهد. وانمود كردن به تجربه يك حالت عاطفي، واقعا آن حالت را در شما ايجاد ميكند.
پاهايت را هر كجاي زمين كه بگذاري آن را به خاطر خواهد سپرد. جاهايي قدم بگذار كه وقتي فيلم تكرارگامهايت را گذاشتند از مكانهاي رفته پشيمان نشوي.
بچه ها بدوید که داره دیر میشه !! دسته گل یادت تون نره!
وصف تو در حریم این،غزل عیان نمیشود..... مانده به لب سخن ز تو، ولی بیان نمیشود.... پر شده ظرف شـوق من ، ز بیكران واژهها.... گفتن واژهای ز تو ، به هر زبان نمیشــود.... نقش ترا كشاندهام ، میـان حجم این غزل.... لذت درك نقش تو، كشان كشان نمیشود.... از سر شب نشـستهام،برای خلق جملهای... منتظرم رســد سحر،ولی اذان نمیشـود..... هرچه كلام تازه را،كشیده ام به دام شعر...... این دل پیــر منتظر ،چرا جوان نمیشـود..... گرچه تمام اینغزل،حكایت از وجودتوست..... حس رضـایتم ولی ،ز عمق جان نمیشود..... شیشه عمر تو،شكسته پای انتظار..... آخر كار عاشــقی ، جدا ز آْن نمیشـــود........
|
About![]()
یک سرباز با شلیک یک گلوله یک جنگ رو آغاز میکنه ولی صلح همیشه آدمهای بزرگ لازم داره . Archivesتیر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Authorsعسلدل آرام امیر علی مینا کیمیا محمد امیر حسین علی کوچولو کامران حمید امید روح الله مهاجر غریب مشرقی بینا Links
دلارم و امید | |||||||||||||||