|
لحظه لحظه گذر عمر مثل اینه که تو میری دونه دونه خاطراتم تو میخوای ازم بگیری نگو مثل بار اول دستمو دوباره خوندی بین موندن یا نموندن تو سر دو راهی موندی نگو خیسی چشمات رو به کسی نشون نمیدی حیف عمری که تلف شد پای عشقی که ندیدی تویه گوشه اتاقم یه سبد گل شکسته است عطر دستای لطیفت یه روزی روشون نشسته
|
About![]()
یک سرباز با شلیک یک گلوله یک جنگ رو آغاز میکنه ولی صلح همیشه آدمهای بزرگ لازم داره . Archivesتیر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Authorsعسلدل آرام امیر علی مینا کیمیا محمد امیر حسین علی کوچولو کامران حمید امید روح الله مهاجر غریب مشرقی بینا Links
دلارم و امید |